تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

زمینه سازی ائمه (ع) برای غیبت

تعداد بازدید : 1690
زمینه سازی ائمه- علیهم السلام- برای غیبت
مساله «غیبت» و «مهدویت» در بین مسلمانان ، به خصوص شیعیان ، دارای سابقه ای بس دیرین است و اذهان مسلمین به وسیله روایات نبوی و علوی ، آشنا با این حقیقت بوده است . منابع ما مشحون از روایاتی است كه در آنها، پیامبر- صلی اللّه علیه و آله- و ائمه هدی - علیهم السلام- خبر از وقوع غیبت و مسائل مربوط به آن داده اند. شیخ طوسی در این باره می گوید: «... اخبار شایع و رایج شایع و رایج رسیده از پدران مهدی- علیهم السلام- ، كه مدت ها قبل از وقوع غیبت ، صادره شده اند، دلالت بر امامت وی دارند؛ اخباری كه گویای آن است كه صاحب این امر، غیبتی خواهد داشت ، و توضیح می دهد كه این غیبت چگونه خواهد بود، و چه اختلافاتی در آن واقع می شود و چه حوادثی رخ خواهد داد، و خبر می دهد كه او دو غیبت خواهد داشت و یكی از آنها طولانی تر از دیگری خواهد بود و غیبت اول ، مدتش معلوم و روشن است و غیبت دوم نامعلوم ...».
«شیخ طوسی» در ادامه به یادآوری برخی از اخبار رسیده از پیامبر- صلی اللّه علیه و آله- و ائمه هدی- علیهم السلام- درباره مهدی- عجل الله تعالی فرجه الشریف - و غیبت او می پردازد. در منابعی همچون« كمال الدین و تمام النعمه » از «شیخ صدوق» كتاب« الغیبه » از «ابن ابی زینت نعمانی»، نیز روایات متعددی از پیامبر- صلی اللّه علیه و آله- و ائمه- علیهم السلام - در این باره نقل شده است . در منابع اهل سنت هم در این مورد روایات فراوانی داریم.
با توجه به این روایات - همچنان كه محققان نیز گفته اند - می توان ادعا كرد كه مساله مهدی- علیه السلام- و غیبت او، در منابع شیعی و سنی از مسائل معروف ، رایج و انكارناپذیر بوده است . از این رو، شیعه با یک آمادگی دیرینه و با سابقه ای 260 ساله وارد عصر غیبت می شد. ذهنیت شیعه در مساله «غیبت» و «مهدویت» نه تنها مربوط به اصل مساله می شد، بلكه خصوصیات ، دقایق و جزئیات آن را هم كه توسط پیامبر- صلی اللّه علیه و آله- و ائمه- علیه السلام- بیان شده بود، در بر می گرفت . برای روشن شدن بیشتر این مساله برخی از این روایات ، از پیامبر- صلی اللّه علیه و آله- و معصومین- علیه السلام- برای آماده سازی شیعه نسبت به شرایط عصر غیبت می پردازیم . در ضمن یادآور می شویم كه در نقل روایات مربوط به غیبت امام مهدی - عجل الله تعالی فرجه الشریف-، مهمترین روایات سه كتاب گرانسنگ شیعی ؛ یعنی«كمال الدین و تمام النعمه» از «شیخ صدوق» و كتاب «الغیبه» اثر«نعمانی» ، و كتاب «الغیبه» تالیف «شیخ طوسی» مورد توجه واقع شده است ، و مراجعه به منابع گوناگون دیگر شیعه و همین طور منابع اهل سنت ، در مورد احادیث مهدی - عجل الله تعالی فرجه الشریف -، به خوانندگان گرامی توصیه می شود.
الف - پیشگوئی پیامبر اكرم- صلی اللّه علیه و آله- و ائمه - علیهم السلام- نسبت به ولادت امام مهدی- عجل الله تعالی فرجه الشریف- و غیبت آن حضرت
1. پیامبر اكرم- صلی اللّه علیه و آله -
«عبدالرحمن بن سمره» می گوید: به پیامبر اكرم- صلی اللّه علیه و آله- عرض نمودم : ای رسول خدا! مرا به طریق نجات هدایت كن ؛ فرمود: «هنگامی كه اختلاف خواسته ها و تفرق آرا پیش آمد، بر تو باد رجوع به نزد «علی بن ابی طالب (ع)»، كه او امام امت من و خلیفه من بر آنان بعد از من است . و او است فاروقی كه به وسیله آن ، حق از باطل جدا می شود. هر كس از او سؤ ال كند پاسخ گوید، و هر كس از او طلب هدایت كند هدایتش نماید، و هر كس كه طالب حق و در پی هدایت باشد آن را نزد او می یابد، و هر كس به او پناه برد در امان خواهد بود، هر كس به او تمسك كند نجاتش دهد، هر كس به او اقتدا كند هدایتش نماید. ای پسر سمره ! هر كس از شما دوست و موافق او باشد اهل نجات ، هر كس از شما كه دشمن و مخالف او باشد اهل هلاكت است . ای پسر سمره ! علی از من ، و روح او روح من ، و طینت او طینت من است ، او برادر من و من برادر اویم ، او همسر دخترم فاطمه - سیده زنان عالم از اول تا به آخر - است ، و از او است دو امام امت من و دو سید جوانان اهل بهشت ؛ یعنی حسن و حسین ، و 9 فرزند حسین ، كه نهم از آنان ، قائم امت من است كه زمین را از عدل و داد پر كند، پس از آن كه پر از ظلم و جور شده باشد.»
«عبدالله بن عباس» می گوید: پیامبر اكرم- صلی اللّه علیه و آله- فرمود: خداوند متعال نظری بر زمین نمود و مرا به عنوان نبی خود اختیار كرد، سپس نظری دیگر نمود و علی- علیه السلام- را به عنوان «امام» اختیار نمود، و مرا امر فرمود كه او را برادر، ولی ، وصی ، خلیفه و وزیر خود قرار دهم ، پس «علی» از من است و او است همسر دخترم و پدر دو سبطم : حسن و حسین. بدانید كه خداوند، من و آنان را حجت هایی بر بندگان قرار داده و از صلب حسین امامانی قرار داده كه قائم به امر من خواهند بود و وصیت مرا حفظ می كنند. نهم از آنان ، قائم اهل بیت من و مهدی امت من است ، و شبیه ترین مردم به من از نظر شمائل ، گفتار و رفتار است ، كه بعد از غیبتی طولانی و حیرتی گمراه كننده ، ظاهر شده ، و امر الهی را اعلان و آشكار نموده و دین الهی را ظاهر می كند و با نصرت خدا و ملائكه اش ، تایید می شود و زمین را پس از آن كه پر از ظلم و جور شده ، پر از عدل و داد خواهد نمود.»
«ابوحمزه» از امام باقر- علیه السلام- نقل نموده كه پیامبر- صلی اللّه علیه و آله- فرمود: «خوشا به حال كسی كه «قائم» از اهل بیت مرا درك و در غیبتش و قبل از قیامش به او اقتدا كند و دوستانش را دوست ، و دشمنانش را دشمن بدارد. چنین كسی از رفقا و دوستان من و گرامی ترین امتم نزد من در روز قیامت است.»
2ـ امام علی- علیه السلام-
«اصبغ بن نباته» می گوید: به نزد امیرالمؤ منین ، علی بن ابی طالب- علیه السلام- رفتم . پس او را متفكر و خیره شده به زمین یافتم ، عرض كردم : یا امیرالمؤ منین ! چگونه است كه شما را متفكر و خیره شده به زمین می بینم ، آیا نسبت به آن راغب شده ای !؟ فرمود: «نه والله ! هرگز، نه راغب زمین و نه راغب دنیا گشته ام ، ولی درباره فرزندی كه از صلب من و یازدهم از اولاد من است تفكر می نمودم ؛ او است آن «مهدی» كه زمین را پر از عدل كند، پس از آن كه از ظلم و جور پر شده باشد. و او را حیرتی و غیبتی است كه در آن ، گروهی هدایت و گروهی گمراه می شوند.» اصبغ می گوید: عرض كردم : ای امیر مؤ منان ! آیا چنین امری واقع خواهد شد؟ فرمود:« بله ! این امر قطعی است ، و تو كجا و علم به این مطلب كجا؟ ای اصبغ ! آنان برگزیدگان این امت هستند كه همراه نیكان این خاندان خواهند بود. عرض كردم : بعد از آن چه خواهد شد؟ فرمود: سپس خداوند آنچه اراده كند انجام خواهد داد، چرا كه او دارای اراده ها، غایت ها و نهایت هائی است.»
«عبدالعظیم حسنی» از امام جواد- علیه السلام- و آن حضرت از پدرانش از امام علی- علیه السلام- نقل نموده فرمود: «برای قائم از ما، غیبتی است طولانی ، و گویا شیعه را می بینم كه در غیبت قائم- علیه السلام- همانند گله گوسفند به دنبال چوپان خود هستند و او را نمی یابند بدانید هر كس كه در غیبت قائم ، ثابت در دین باشد و قلبش به خاطر طولانی شدن زمان غیبت امامش دچار قسوت نگردد، پس او در قیامت با من و در درجه من است .سپس فرمود: همانا زمانی كه قائم ما قیام كند، بیعت احدی در گردن او نیست ؛ و از این رو، ولایتش مخفیانه و خودش غایب خواهد شد.»
3ـ حضرت فاطمه- سلام الله علیها-
«جابر عبدالله انصاری» در روایتی كه به طرق مختلف نقل شده ، از صحیفه ای خبر داده است كه آن را در دست حضرت فاطمه- سلام الله علیها- مشاهده نموده ، كه درخشندگی عجیبی داشته و در آن ، نام های دوازده امام - علیهم السلام- همراه نام مادرانشان یادآور شده ، و آخرین نام ، قائم آل محمد- صلی اللّه علیه و آله- بوده است.
4ـ امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ
«ابوسعید عقیصا» نقل نموده كه ، پس از صلح امام حسن- علیه السلام- با «معاویه» ، مردم بر آن حضرت وارد شدند، بعضی از آنان ، حضرت را به خاطر صلح ، مورد ملامت قرار دادند، حضرت فرمود: «وای بر شما! نمی دانید كه چه اندیشه ای نمودم ، آنچه كردم برای شیعه ام بهتر است از آنچه خورشید بر آن تابیده یا غروب كرده است . آیا نمی دانید كه من ، به فرموده رسول خدا- صلی اللّه علیه و آله- ، امامی هستم كه اطاعتم بر شما لازم است ، و یكی از دو سید جوانان اهل بهشتم؟» گفتند: بلی ! فرمود:«آیا نمی دانید كه خضر- علیه السلام- وقتی كشتی راسوراخ نمود و دیوار را برپا داشت و بچه را كشت ، این امر موجب غضب موسی- علیه السلام- شد، چرا كه حقیقت این امور بر او مخفی بود، در حالی كه این امر نزد خداوند دارای حكمت بود؛ آیا نمی دانید كه هیچ یك از ما نیست ، مگر آن كه در گردن او بیعتی برای طاغیه زمانش واقع می شود، مگر قائم- علیه السلام- كه روح الله، عیسی بن مریم -علیه السلام- به او اقتدا می كند، و خداوند ولادتش را مخفی داشته و او را غایب می سازد برای آن كه به هنگام قیام ، برای هیچ كس بر گردن او بیعتی نباشد؟ این شخص ، نهمین نفر از فرزندان برادرم حسین- علیه السلام- است که فرزند سیده زنان است .
خداوند عمرش را در دوران غیبتش طولانی كرده و سپس او را با قدرت خود، به صورت جوانی با سنی كمتر از چهل سال ، آشكار می سازد. این برای آن است كه دانسته شود خداوند بر هر امری قادر است.»
5ـ امام حسین- علیه السلام-
«عبدالرحمن بن الحجاج» از امام صادق- علیه السلام- و آن حضرت از پدرانش ، امام حسین- علیه السلام- روایت نموده كه فرمود: «در نهمین نفر از فرزندان من سنتی از یوسف و سنتی از موسی بن عمران است و او قائم ما اهل بیت است كه خداوند امر او را تنها در یك شب اصلاح می نماید.»
مردی همدانی می گوید: شنیدم كه حسین بن علی- علیه السلام- می فرمود: «قائم این امت نهمین فرزند از اولاد من است و او است صاحب غیبت ، و كسی كه میراثش در حالی كه زنده است تقسیم می شود.»
«عبدالرحمن بن سلیط» گوید: امام حسین بن علی- علیه السلام- فرمود: «از ما است دوازده مهدی ، كه اول ایشان علی بن ابی طالب- علیه السلام- و آخر ایشان نهمین فرزند از فرزندان من است و او است امام «قائم» به حق كه خداوند به وسیله او زمین را پس از آن كه مرده باشد، زنده می كند و دین حق را بر همه ادیان ، علی رغم میل مشركان ، غالب می سازد. او دارای غیبتی خواهد بود كه در آن غیبت ، گروهی «مرتد» شده و گروهی ثابت بر دین می مانند. آنان مورد اذیت واقع می شوند و به آنها گفته می شود: اگر راست می گوئید این وعده كه می دادید چه زمانی محقق می شود؟ بدانید كسی كه در غیبت او بر اذیت ها و تكذیب ها صبر كند، به منزله كسی است كه با شمشیر در پیشگاه رسول خدا صلی اللّه علیه و آله جهاد كرده باشد.»
6ـ امام سجاد- علیه السلام-
ابوخالد كابلی » ، روایت نسبتا مفصلی از امام سجاد- علیه السلام- نقل كرده كه خلاصه اش بدین قرار است: «
« بر آقایم امام سجاد- علیه السلام- وارد شده و عرض كردم : مولای من ! مرا نسبت به كسانی كه خداوند طاعتشان را واجب نموده خبر ده ، فرمود: اینان كه خداوند طاعتشان را واجب و آنها را بر مردم ، امام قرار داده است، امیر مؤ منان، «علی بن ابی طالب»، سپس «حسن» و سپس ‍»حسین»، دو فرزند «علی بن ابی طالب» هستند، و سپس امر به ما منتهی شد.» در این هنگام حضرت ساكت شدند.
«ابوخالد» می گوید: عرض كردم : ای آقای من ! از امیر مؤ منان- علیه السلام- روایت شده كه زمین از «حجت الهی» خالی نخواهد شد، «حجت» و امام پس از تو كیست ؟ فرمود: فرزندم «محمد» ، سپس «جعفر». سپس حضرت اشاره به روایتی از پیامبر- صلی اللّه علیه و آله- نمود كه فرموده است: هنگامی كه فرزندم «جعفر» متولد شد او را «صادق» نام گذارید، چرا كه پنجم از اولاد او فرزندی خواهد داشت كه نامش ‍»جعفر» است و مدعی امامت خواهد بود، پس او نزد خدا «جعفر كذاب»، مفتری به خدا خواهد بود... و او است كسی كه قصد كنار زدن پرده الهی به هنگام غیبت ولی خدا را خواهد داشت.
سپس امام سجاد- علیه السلام- به شدت گریسته و فرمود: گویا «جعفر» را می بینم كه طاغیه زمان را تحریك بر تفتیش امر ولی خدا كرده ...، سپس فرمود: غیبت ولی خدا و دوازدهم از اوصیای رسول خدا- صلی اللّه علیه و آله - طولانی خواهد شد. ای ابا خالد! همانا اهل زمان غیبت او قائل و معتقد به امامت او و منتظر ظهور او هستند برتر از اهل هر زمانی هستند، چرا كه به خاطر كثرت فهم و عقل ، غیبت نزدشان به منزله مشاهده است و خداوند آنان آنان به حق ، .را در این زمان به منزله مجاهدان در پیشگاه پیامبر اكرم- صلی اللّه علیه و آله- قرار داده است
مخلص و شیعیان راستین هستند و دعوت گران به سوی دین خدایند. و فرمود: انتظار فرج از برترین گشایش ها است.
7ـ امام باقر- علیه السلام-
روایاتی كه در مورد حضرت مهدی- عجل الله تعالی فرجه الشریف - ، غیبت ، ظهور، علامات ظهور و حوادث پس از ظهور، از طریق دو امام باقر و صادق- علیهماالسلام- نقل شده است به مراتب بیشتر از روایات رسیده از سایر معصومین- علیهم السلام- است . ویژگی و امتیاز دیگر این روایات آن است كه علاوه بر بیان اصل مساله ، به بیان بعضی از خصوصیات نیز پرداخته اند. توجه به پاره ای از این روایات ، می تواند دلیلی بر این مدعا باشد.
« ابراهیم بن عمر كناسی» می گوید: از امام باقر- علیه السلام- شنیدم : كه می فرمود: «همانا برای صاحب این امر دو غیبت خواهد بود و قائم ، قیام می كند در حالی كه بیعت كسی بر گردنش نیست.»
ابوبصیر از امام باقر- علیه السلام- نقل كرده كه فرمود: « بعد از حسین- علیه السلام - امام می آیند، نهم از آنان قائم ایشان است.»
« جابر جعفی» از امام باقر- علیه السلام- نقل نموده كه فرمود: «زمانی بر مردم خواهد آمد كه در آن زمان امامشان غایب خواهد شد. پس خوشا به حال كسانی كه ثابت بر امر ما باشند. همانا كم ترین پاداش ایشان آن است كه خداوند خطاب به آنان می فرماید: بندگان و كنیزان من ، نسبت به سر من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق نمودید، پس بر شما بشارت باد به بهترین پاداش از سوی من ؛ شمائید بندگان و كنیزان من ؛ از شما می پذیرم و شما را عفو می نمایم و به وسیله شما رحمت و باران بر بندگان نازل می كنم و به خاطر شما است كه از بندگانم دفع بلا و عذاب می كنم ... .»
8ـ امام صادق- علیه السلام-
در قیاس با روایات رسیده از امام باقر- علیه السلام- ، روایات امام صادق- علیه السلام- در این باره بیشتر است . در این روایات به ویژگی ها و جزئیات بیشتری اشاره شده است . پاره ای از این روایات را یادآور می شویم:
« صفوان بن مهران» از امام صادق- علیه السلام- نقل كرده كه فرمود: كسی كه به تمام ائمه- علیهم السلام- اقرار كند، ولی «مهدی» را انكار نماید، همانند كسی است كه نسبت به همه انبیا اقرار نماید. ولی محمد- صلی اللّه علیه و آله- را انكار كند».از حضرت سؤ ال شد: ای فرزند رسول خدا! «مهدی» كدام یك از فرزندان تو است ؟ فرمود: «پنجمین فرزند از اولاد هفتمی (امام كاظم- علیه السلام -) است، او از شما غایب خواهد شد و بر شما جایز نیست نام او را بر زبان آورید».
« ابوالهیثم بن ابی حبه» از امام صادق - علیه السلام- نقل نموده كه فرمود: «هنگامی كه سه اسم «محمد» ، «علی» و «حسن» به طور متوالی (در ائمه- علیهم السلام- ) جمع شد، چهارمی آن «قائم» است».
« مفضل بن عمر» می گوید: بر امام صادق- علیه السلام- وارد شدم و عرض نمودم : ای آقای من ! كاش جانشین خودت را به ما معرفی می نمودی ! فرمود: «ای مفضل ! امام بعد از من فرزندم «موسی» است ، و امام خلف و موعود و منتظر (م ح م د) فرزند حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی است».
و باز « مفضل بن عمر» از امام صادق- علیه السلام- نقل كرده است كه ، «خداوند 000/14 سال قبل از آفرینش مخلوقات 14 نور آفرید كه همان ارواح ما بودند.» به حضرت عرض شد: ای فرزند رسول خدا! آن 14 نور كیانند؟ فرمود: «محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و ائمه از اولاد حسین ، آخرین ایشان «قائم» است كه بعد از غیبتش قیام كند و «دجال» را بكشد و زمین را از هر ظلم و جوری پاك سازد.»
در بعضی از روایات، آن حضرت، شیعه را نسبت به انكار مهدی در زمان غیبت هشدار می دهد و بدین وسیله اذهان شیعیان را برای پذیرش مساله غیبت آماده تر می سازد؛ به عنوان نمونه:
ابوبصیر» از امام صادق- علیه السلام- نقل نموده كه فرمود: اگر صاحبتان غیبت نمود، مبادا او را انكار نمائید!»
«عبید زراره» می گوید: شنیدم كه امام صادق- علیه السلام- می فرمود: «مردم امامشان را گم می كنند، پس او در موسم حج حاضر می شود و مردم را می بیند ولی آنان او را نمی بینند.»
در بعضی از روایات، آن بزرگوار اشاره به وجود دو غیبت «صغری» و « کبری» برای امام مهدی- عجل الله تعالی فرجه الشریف- نموده است.
«مفضل بن عمر» می گوید: از امام صادق- علیه السلام- شنیدم كه فرمود: صاحب این امر، دو غیبت خواهد داشت كه یكی از آنها آن قدر طول می كشد كه بعضی از مردم نیز می گویند: او مرده است و بعضی از مردم می گویند: او كشته شده است ، بعضی از مردم نیز می گویند: او رفته است؛ تا جایی كه جز عده ای محدود از اصحاب او كسی بر فرمانبرداری از امر باقی نمی ماند و بر مكان او كسی جز موالیان راستین او آگاه نخواهند شد.»
روایاتی به این مضمون ، به طرق مختلف در منابع ما؛ از جمله در كتاب «الغیبه» از «نعمانی» نقل شده است . او پس از نقل این روایات آورده است:
«این احادیث كه دلالت بر دو نوع غیبت دارند، احادیثی صحیح هستند و خداوند درستی كلام ائمه- علیهم السلام- را آشكار ساخت و دو نوع غیبت واقع شد؛ در غیبت اول سفیرانی بین امام- علیه السلام- و خلق وجود داشت كه به دست آنان شفا و پاسخ سؤ الات و غیر آنها صادر می شد و غیبت دوم ، غیبتی است كه سفرا و وسائط در میان نبودند به خاطر مصلحتی كه خداوند آن را اراده كرده است ... .»
9ـ امام كاظم- علیه السلام-
همان گونه كه گذشت ، امامان شیعه- علیهم السلام- همواره در صدد آماده سازی اذهان شیعیان برای پذیرش مساله غیبت بودند. شیعیان كه حدود دویست و پنجاه سال با امام حاضر سر و كار داشتند، اگر یكباره و بدون آمادگی قبلی مواجه با غیبت امام معصوم می شدند احتمال انكار و انحراف ، بسیار بود.
لذا در روایات ، معصومین- علیهم السلام- هشدارهایی در این باره به چشم می خورد؛ از جمله این روایات ، روایت رسیده از امام كاظم- علیه السلام- است:
« محمد بن یعقوب كلینی» با سند خود از علی بن جعفرو او از برادرش امام كاظم- علیه السلام- نقل كرده كه فرمود: هنگامی كه پنجمین امام از فرزندان هفتمین (امام كاظم -علیه السلام- ) غائب شد و مواظب دینتان باشید، همانا صاحب این امر را غیبتی است به گونه ای كه معتقدان به امامت او، از این عقیده باز می گرداند، و این امتحانی است از جانب خداوند....»
« داود بن كثیر رقی» می گوید: از ابوالحسن موسی بن جعفر- علیه السلام- درباره صاحب این امر (مهدی ) سؤ ال كردم فرمود: «او رانده شده (از نزد مردم ) و تنهای غریب و غایب از اهلش ، تنها فرزند پدرش می باشد.»
10ـ امام رضا- علیه السلام-
«عبدالسلام بن صالح هروی» می گوید: از «دعبل بن علی خزاعی» شنیدم كه می گفت : برای مولایم امام رضا- علیه السلام- قصیده ائی را انشا نمودم كه ابتدای آن چنین است:
مدارس آیات خلت من تلاوه و منزل وحی مقفر العرصات
تا رسیدم به این بیت كه:
خروج امام لامحاله خارج یقوم علی اسم الله و البركات
یمیز فینا كل حق و باطل و یجزی علی النعما و النقمات
در این هنگام ، حضرت به شدت گریست ، سپس سر برداشته و فرمود: ای«خزاعی»! این «روح القدس» بود كه این دو بیت را بر زبان تو جاری نمود، آیا می دانی این امام (كه در این بیت به او و خروجش اشاره كردی ) كیست ، و چه زمانی خروج می كند؟ گفتم : خیر، ای مولای من ، جز این شنیده ام ، امامی از شما خروج می كند كه زمین را از فساد پاك كرده و آن را پر از عدل می سازد، فرمود: ای دعبل ! امام بعد من «محمد» فرزندم ، وبعد از «محمد» فرزندش «علی»، بعد از «علی» فرزندش «حسن»، و بعد از «حسن» فرزندش «حجت قائم منتظر» است كه در زمان غیبتش مورد انتظار، و در هنگام ظهورش مورد «اطاعت» است . اگر باقی نماند از دنیا، مگر یك روز، همانا خداوند این روز را طولانی می كند تا این كه او خروج كند و زمین را پر از عدل كند، پس از آن كه پر از جور شده است ، و اما این كه چه زمانی قیام می كند این خبر دادن از وقت است ، همانا پدرم ، از پدرش ، و او از پدرانش روایت نموده است كه ، به پیامبر اكرم- صلی اللّه علیه و آله- گفته شد: ای رسول خدا! چه زمانی «قائم» از ذریه تو قیام می كند؟ فرمود: مثل آن ، مثل قیامت است كه خداوند درباره آن فرموده : «لا یجلیها لو قتها الا هو ثقلت فی السموات و الارض لایاتیكم الابغته.»
11ـ امام جواد- علیه السلام-
«صقر بن ابی دلف» می گوید: از امام جواد- علیه السلام- شنیدم كه فرمود: «همانا امام بعد از من ، فرزندم علی است. فرمان او فرمان من و گفتار او، گفتار من و اطاعت او اطاعت من است. امام بعد او فرزندش «حسن» است كه فرمان او فرمان پدرش و گفتار او گفتار پدرش و اطاعت او اطاعت پدرش است.» سپس ساكت شد. عرض نمودم : پس امام بعد از «حسن» كیست ؟ حضرت در این هنگام به شدت گریست و فرمود: «بعد از «حسن» فرزندش «قائم بالحق و منتظر» است.» عرض كردم : ای فرزند رسول خدا! چرا «قائم» نامیده شده ؟ فرمود: «زیرا، بعد از فراموشی نامش، و ارتداد بیشتر قائلین به امامتش قیام می كند.» عرض نمودم : چرا «منتظَر» نامیده شده ؟ فرمود: «چون او را غیبتی است كه روزگارش طولانی است و «مخلِصین»، انتظار خروجش را خواهند كشید و «شكاكان» او را انكار خواهند كرد، و انكار كنندگان یاد او را مورد تمسخر قرار می دهند، و افرادی در تعیین زمان خروجش دروغ خواهند گفت ، و تعجیل گران در خروجش هلاك خواهند شد، و اهل تسلیم نجات خواهند یافت.»
حضرت «عبدالعظیم حسنی» می گوید: بر آقایم، امام جواد- علیه السلام- وارد شدم و قصد داشتم كه از او درباره «قائم» سؤ ال كنم كه، آیا او است یا غیر او. پس آن حضرت آغاز به سخن نموده و فرمود: ای ابوالقاسم ! همانا« قائم» از ما، همان« مهدی» است كه بایسته است به هنگام غیبتش، مردم انتظارش را بكشند و به هنگام ظهورش پیروی اش كنند، و او سومین فرزند از فرزندان من است. قسم به آن كه محمد- صلی اللّه علیه و آله- را مبعوث فرمود و ما را مخصوص به امامت قرار داد، اگر از عمر دنیا، جز یك روز باقی نمانده باشد خداوند آن را طولانی كند تا این كه «مهدی» در آن روز خروج كند و زمین را پر از قسط و عدل نماید، همان گونه كه از ظلم و جور پر شده باشد، و خداوند امر او را در یك شب اصلاح فرماید، همان گونه كه امر« كلیمش ، موسی- علیه السلام-» را در یك شب اصلاح فرمود، و آن زمانی بود كه برای آوردن آتش برای اهلش رفت و به هنگام بازگشت ، رسول و نبی بود. سپس فرمود: برترین اعمال شیعه ما،« انتظار فرج» است.
ب - زمینه سازی امام هادی و امام عسكری- علیهما السلام- برای ورود شیعه به عصر غیبت
همان گونه كه در قسمت پیشین روشن شد، مساله آماده سازی شیعه برای ورود به عصر غیبت و ایجاد ذهنیت لازم برای قبول مساله غیبت و آمادگی برای دوری از امام معصوم و محرومیت از ارتباط مستقیم با او، امری بود كه از عصر پیامبر اكرم- صلی اللّه علیه و آله- شروع و در عصر هر یك از امامان شیعه به طور مستمر ادامه یافت ؛ و آنچه پیامبر اكرم- صلی اللّه علیه و آله- در این باره بیان فرموده بود توسط امامان شیعه- علیهم السلام- مورد تاكید واقع شد. هر یك از امامان به نوبه خود، شیعه را از نزدیك شدن عصر غیبت آگاه می ساختند و از سوی دیگر نسبت به انكار وجود امام علیه السلام و انحراف حاصل از غیبت امام معصوم ، به شیعیان هشدار می دادند..
اما وقتی به عصر امام هادی و امام عسكری- علیهماالسلام- وارد می شویم ، برهه ای جدید رخ می نماید كه در آن ، گام های وسیع تری برای زمینه سازی ورود شیعه به عصر غیبت انجام می گیرد. علاوه بر آنچه این دو امام ، همچون سایر ائمه- علیهم السلام- ، در بیان اصل مساله غیبت انجام دادند، كارهای دیگری نیز به خاطر نزدیكی زمان غیبت ، توسط این دو بزرگوار صورت پذیرفت ، كه در ذیل بدان می پردازیم:
1ـ تبیین نزدیكی ولادت حضرت مهدی- علیه السلام- ، آغاز غیبت و چگونگی آن
همان گونه كه گذشت ، اصل مساله مهدویت و غیبت مهدی- علیه السلام- ، توسط پیامبر اكرم- صلی اللّه علیه و آله - و ائمه هدی- علیهم السلام- روشن شده بود. و لذا دو امام هادی و عسكری- علیهماالسلام- به طور اصولی بر نزدیكی زمان موعود تاكید می كردند و شیعه را از این كه به خاطر ندیدن امامشان ، در دامان تحیر و ضلالت و ارتداد فرو غلطند باز می داشتند. در روایات متعددی ، امام هادی- علیه السلام- تصریح به این نكته دارد كه ، مهدی فرزند فرزند او است و غیبت او نزدیك است. «صقر بن ابی دلف» می گوید: از امام هادی- علیه السلام- شنیدم كه فرمود:« همانا امام پس از من ، فرزندم «حسن» و پس از او، فرزندش ‍» قائم» است كه زمین را پر از قسط و عدل خواهد ساخت ، همان گونه كه از ظلم و جور پر شده باشد.»
«عبدالعظیم حسنی» می گوید: بر آقایم ، امام هادی- علیه السلام- ، وارد شدم ؛ زمانی كه مرا مشاهده كرد، فرمود: مرحبا بر تو، ای ابوالقاسم ! تو از دوستان راستین ما هستی ؛ عرض كردم : ای رسول خدا! من قصد دارم دینم را بر شما عرضه كنم اگر مورد رضایت شما بود بر آن ثابت باشم تا زمانی كه خدا را ملاقات كنم ، فرمود: بگو، سپس حضرت عبدالعظیم ، به بیان عقاید خود از توحید و رسالت و امامت ائمه- علیهم السلام- تا امام هادی- علیه السلام - پرداخت . در این هنگام حضرت به او فرمود: «و بعد از من ، فرزندم حسن است ، پس چگونه است حال مردم نسبت به جانشین او؟»عرض كردم : چگونه است ای مولای من؟ فرمود: «زیرا شخص او دیده نمی شود و ذكر نام او نیز جایز نیست تا زمانی كه خروج كند و زمین را پر از قسط و عدل نماید... .»
نظیر همین كلام را امام هادی- علیه السلام- به« ابوهاشم، داود بن قاسم جعفری» به این مضمون فرموده است : «جانشین پس از من ، فرزندم «حسن» است، پس چگونه است حال شما نسبت به جانشین او؟» ، هنگامی كه راوی سؤ ال می كند: این امر چگونه است؟ می فرماید:« زیرا شما شخص او را مشاهده نمی كنید و بردن نامش بر شما جایز نیست. و هنگامی كه راوی سؤ ال می كند: پس چگونه از او یاد كنیم ؟ می فرماید: بگوئید:« حجت» از آل محمد- صلی اللّه علیه و آله- .»
در مواردی ، امام هادی- علیه السلام- ، شیعه را از این امر آگاهی می دهد كه ،« مهدی» آن كسی است كه ولادتش بر دیگران مخفی باشد. این كلام حضرت هشداری است برای شیعیان كه مبادا مخفی بودن ولادت مهدی- عجل الله تعالی فرجه الشریف- ، موجب تردید در دل هایشان گردد.
«اسحاق بن محمد بن ایوب» می گوید: از امام هادی- علیه السلام- شنیدم كه می فرمود: «صاحب این امر، كسی است كه مردم درباره اش بگویند: هنوز متولد نشده است.»
وقتی امام هادی- علیه السلام- از دنیا رفت و امر امامت بر دوش امام عسكری علیه السلام قرار گرفت، وظیفه آن بزرگوار در آماده سازی زمینه غیبت به مراتب سنگین تر شد. در عصر آن امام ، مهدی- علیه السلام- به دنیا آمده بود و سال های اندكی تا شروع عصر غیبت مانده بود.
بنابراین، وظیفه امام عسكری- علیه السلام- علاوه بر روشنگری در اصل مساله مهدی- عجل الله تعالی فرجه الشریف - و غیبت او، در اثبات وجود مهدی و ولایت او نیز متجلی می شد. از این رو، آن حضرت بر بعضی از خواص شیعه كه مورد اعتماد بودند، منت نهاده و آنها را مفتخر به دیدن سیمای نیك فرزندش مهدی- علیه السلام- می نمود، در عین حال كه لازم بود ولادت آن حضرت از دیده اغیار مخفی بماند.
از جمله كسانی كه موفق به این امر شد، صحابی خاص آن امام؛ یعنی «احمد بن اسحاق قمی» بود، او می گوید: بر مولای خود وارد شدم و قصد داشتم درباره جانشین او سؤ ال كنم، حضرت آغاز به سخن كرده، فرمود: ای احمد بن اسحاق! خداوند - تبارك و تعالی - هیچ گاه زمین را از «حجت» خود خالی نگذاشته است، حجتی كه به وسیله او بلا را از اهل زمین دور، و باران را نازل، و بركات زمین را خارج می سازد.
عرض نمودم : ای فرزند رسول خدا! امام و خلیفه پس از شما كیست ؟ حضرت با سرعت برخاسته، داخل خانه شد و سپس در حالی كه بر دوش او پسر بچه ای سه ساله، با چهره ای همچون ماه در شب بدر، قرار داشت خارج شده، و فرمود: ای احمد بن اسحاق! اگر نبود كرامت تو در نزد خداوند، فرزندم را به تو نشان نمی دادم. او همنام و هم كنیه رسول خدا، و كسی است كه زمین را از عدل و داد پر می سازد، در حالی كه ظلم و جور پر شده باشد. ای احمد بن اسحاق! مثل او مثل «خضر- علیه السلام-» و«ذوالقرنین» است. قسم به خدا، غیبتی خواهد داشت كه در آن غیبت ، جز كسی كه خداوند او را استوار در قبول امامت او قرار داده و او موفق به دعا برای تعجیل فرجش كرده، نجات نخواهد یافت.
«احمد بن اسحاق» عرض كرد: مولای من، آیا علامتی هست كه قلبم بدان مطمئن شود؟ به محض پرسش، آن پسر به سخن آمد و به زبان عربی فصیح فرمود: «من بقیه الله در زمین، انتقام گیرنده از دشمنان خدا هستم، پس ای احمد بن اسحاق! بعد از رویت و مشاهده به دنبال نشانه نگرد.»
«احمد بن اسحاق» می گوید: من مسرور و شادمان خارج شدم، فردای آن روز وقتی به محضر امام عسكری- علیه السلام- رسیدم، عرض نمودم. ای فرزند رسول خدا! شادی و سرور من نسبت به منتی كه بر من نهادی بسیار است. آن سنت جاری از «خضر» و «ذوالقرنین» در فرزندت چیست ؟ فرمود: طول غیبت، ای احمد! به نحوی كه بیشتر معتقدان به امامت او، از این عقیده بازگردند و جز كسانی كه ایمان راسخ در قلبشان است و مورد تایید الهی هستند براین عقیده باقی نمی مانند. ای احمد بن اسحاق ! این امری از امور الهی و سری از اسرار او و غیبی از غیب او است. آنچه گفتم بگیر و كتمان كن و از شاكرین باش تا فردا در علیین با ما باشی.
در بعضی از موارد، امام عسكری- علیه السلام- زمان دقیق غیبت را مشخص فرموده است.
«ابوغانم» می گوید: از امام عسكری- علیه السلام- شنیدم كه می فرمود: «در سال (260 ه‍ ) شیعه من دچار جدایی و افتراق خواهند شد.»
و در مواردی دیگر، حضرت، تصریح به اختلاف شیعه پس از شروع عصر غیبت فرموده است.
«موسی بن جعفر بن وهب بغدادی» می گوید: شنیدم كه امام عسكری- علیه السلام- می فرمود:« گویا می بینم كه پس از من در مورد جانشینم دچار اختلاف شده اید... بدانید كه برای فرزندم غیبتی است كه در آن، مردم دچار تردید می شوند، مگر آن كسی كه خداوند او را حفظ نماید.»
آن حضرت در روایاتی، شیعه را به صبر و انتظار فرج در زمان غیبت فرمان داده است؛ از جمله این موارد، نامه آن حضرت به «ابوالحسن، علی بن الحسین بن بابویه قمی» است كه در آن چنین فرموده است: بر تو باد صبر و انتظار فرج؛ پیامبر اكرم- صلی اللّه علیه و آله- فرموده است: برترین اعمال امت من انتظار فرج است و شیعه ما دائم در حزن و اندوهند تا زمانی كه فرزندم - كه پیامبر- صلی اللّه علیه و آله- بشارت او را داده ظاهر شود و زمین را پر از عدل و داد نماید. پس ای شیخ و معتمد من، ای ابوالحسن علی، صبر كن و همه شیعیانم را به صبر دعوت كن چرا كه زمین از آن خدا است و آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد به ارث خواهد داد و عاقبت از آن پرهیزگاران است ... .»
2ـ كاهش ارتباط مستقیم با شیعه
از دیگر اقداماتی كه دو امام هادی و عسكری- علیهماالسلام- برای آماده سازی زمینه غیبت حضرت مهدی- علیه السلام- انجام دادند پرده گام به گام از شیعیان بود. این واقعیت با توجه به كلامی كه«مسعودی»، در«اثبات الوصیه» آورده است به خوبی روشن می شود، او می گوید:
«امام هادی- علیه السلام- از بسیاری از موالیان خود، به جز معدودی از خواص، دوری می گزید، و زمانی كه امر امامت به امام حسن عسكری علیه السلام منتهی شد، آن حضرت از پس پرده با خواص و غیر آنان سخن می گفت ، مگر در اوقاتی كه به قصد خانه سلطان سوار بر مركب می شد.»
گرچه كلام مسعودی، به خصوص در مورد امام عسكری- علیه السلام-، خالی از مبالغه نیست، ولی در مجموع، اثبات كننده مدعای ما است. نزدیكی عصر آن دو امام، به عصر غیبت نیز می تواند مؤ ید صحت این مدعا باشد؛ چرا كه احتجاب و غیبت ناگهانی امام معصوم- علیه السلام- می توانست وضع دشوار و غیر قابل تحملی را برای شیعه پدید آورد.
به هر حال این دو امام بزرگوار، هم به لحاظ آن كه در پادگان نظامی سامرا تحت كنترل حكام عباسی بودند و هم به لحاظ آن كه در عصری نزدیك به عصر غیبت می زیستند، غالبا نسبت به شیعه پنهان بودند، و غالب امور و ارتباط آنان با شیعیان از طریق مكاتبات ، توقیعات و وكلا بود و به دلیل همین مكاتبات فراوان بود كه به عنوان مثال : احمد بن اسحاق قمی از امام عسكری- علیه السلام- طلب دست خطی می كند تا بدان وسیله ، خط حضرت را از غیر آن باز شناسد.
و از این رو جماعت شیعیان، دیدن آن حضرت و ملاقات با او را در مسیر رفت و آمد - هفتگی آن بزرگوار به منزل خلیفه - مغتنم شمرده، در راه می نشستند و منتظر آن حضرت می ماندند. از جمله نمونه های این مطلب، ملاقات شخصی است كه در دل، شبهه ثنویت داشته و امام علیه السلام هنگام بازگشت از منزل خلیفه، با انگشت سبابه اشاره می كند كه: احد احد!
و شخص دیگری كه در مسیر امام- علیه السلام- به منزل خلیفه نشسته و قصد می كند تا با صدای بلند مردم را به امامت آن حضرت فرا خواند، اما حضرت با اشاره انگشت بر دهان مبارك ، او را از این كار باز می دارد!
3ـ ساماندهی و تقویت وكالت
یكی دیگر از چاره اندیشی های دو امام هادی و عسكری- علیهماالسلام- برای ورود شیعه به عصر غیبت ، تقویت «سازمان وكالت» بود. این سازمان كه همان نظام ارتباط امام با شیعیان به وسیله وكلا بود، ریشه در عصر امام صادق- علیه السلام- داشت، و در طی ده ها سال فعالیت خود با فراز و نشیب هایی مواجه بود.
در عصر امام هادی وامام عسکری- علیهماالسلام- اقداماتی از سوی آن بزرگواران برای سازماندهی و تقویت این سازمان صورت گرفت. این كار از آن رو انجام شد كه شیعه ، رفته رفته به عصر غیبت نزدیك تر می شد و در چنین عصری ، این نهاد وكالت بود كه تنها راه ارتباطی شیعه با امام معصوم علیه السلام بود.
از جمله اقدامات امام هادی- علیه السلام- در جهت تقویت و سامان مند كردن فعالیت های سازمان وكالت، می توان به سفارش مؤ كد آن حضرت به وكلا برای حفظ نظم در امور و رعایت محدوده و قلمرو خاص خود و عدم دخالت در امور سایر وكلا اشاره كرد. به عنوان نمونه، به نامه امام- علیه السلام- به دو تن از وكلایش؛ یعنی«ایوب بن نوح» و «ابوعلی بن راشد»، در این زمینه توجه شود.
اهتمام آن امام بر تعیین جانشین برای وكیل قبل و عدم بروز گسستگی در كار وكالت نواحی، از دیگر اقدامات بود.
امام عسكری- علیه السلام- نیز با ادامه دادن این گونه اقدامات، راه را برای حركت سازمان در مسیر خودش هموار نمود. آن جناب نیز همچون پدر بزرگوارش، وكلای ارشدی را برای نواحی مختلف نصب نمود كه بر كار سایر وكلا نظارت داشتند. علاوه بر این، «عثمان بن سعید عمری» را به عنوان «وكیل الوكلای» خود معرفی نمود تا همه وكلا به او مراجعه كنند. این امر، از آن جهت حائز اهمیت بود كه وی در عصر غیبت ، بنا بود سفیر و نائب اول امام عصر- علیه السلام- باشد.
همین طور نامه های آن جناب به بعضی نواحی شیعه نشین ؛ مثل«نیشابور»، و تاكید بر اطاعت شیعیان از وكلا و پرداخت وجوه شرعی به آنان، و محور قرار دادن وكلا در حل و فصل امور را می توان از دیگر اقدامات امام عسكری- علیه السلام- برای تقویت و سامان مندی «سازمان وكالت» قلمداد كرد. به عنوان نمونه، می توان به نامه مفصل آن جناب به«اسحاق بن اسماعیل نیشابوری» و شیعیان و بزرگان نیشابور اشاره كرد كه در آن، ضمن معرفی وكیلی به نام«ابراهیم بن عبده»، از مردم این دیار به خاطر عدم اطاعت و عدم مراجعه نزد وكیل پیشین، گلایه نموده اند.
شناخت هر چه بیشتر این سازمان، كیفیت سیر تكاملی آن و وضعیت آن در عصر امام هادی- علیه السلام- و عصر امام عسكری- علیه السلام- و عصر غیبت، مستلزم توجهی مستقل به این نهاد مهم ، و شناخت سیر پیدایش و تكوین و تكامل آن و سایر ویژگی ها و وظایف آن است كه مباحث زیر متكفل انجام این مهم می باشند:
الف - تعریف لغوی و اصطلاحی واژه وكالت و معرفی اجمالی سازمان وكالت
ب - علل تشكیل سازمان وكالت و گسترش و استمرار فعالیت آن تا پایان عصر غیبت
ج - محدوده زمانی و جغرافیائی فعالیت سازمان وكالت
د - وظایف و مسئولیت های سازمان وكالت
ه‍- ویژگی ها و مشخصات وكلا و كارگزاران سازمان وكالت
و - معرفی مهم ترین وكلای ائمه علیهم السلام