تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

وظایف نوّاب خاصّ امام زمان (ع)

تعداد بازدید : 3147
وظایف نوّاب خاصّ امام زمان (ع)
انتخاب نواب خاص از سوی امام دوازدهم، در واقع ادامه و توسعه فعالیت شبكه ارتباطی «وكالت» بود كه گفتیم از زمان پیشوای نهم به صورت فعّال در آمده، و در زمان امام هادی و امام عسگری - علیهما السلام - گسترش چشمگیری یافته بود، و اینك در زمان امام قائم - عجل الله تعالی فرجه - به اوج رسیده بود. وظایف و فعالیت های اساسی نوّاب خاص را می‏توان در چند مورد زیر خلاصه كرد:
الف - پنهان داشتن نام و مكان امام
گرچه امكان رؤیت حضرت مهدی - عجل الله تعالی فرجه - در دوران غیبت صغری برای نوّاب خاص و برخی از شیعیان وجود داشت و گه گاه دیدارهایی صورت می‏گرفت امّا به دلیل مشكلات سیاسی، هر یك از نواب اربعه در زمان خود موظف بودند از بردن نام حضرت و افشای محل او در سطح عمومی خودداری ورزند. زیرا در غیر این صورت، جان امام از سوی حكومت وقت به خطر می‏افتاد. این سیاست استتار و پنهان كاری، دقیقاً بر اساس دستور و راهنمایی خود امام صورت می‏گرفت. چنانكه روزی ابتدأ او بدون اینكه سؤالی از حضرت در این باره شده باشد، توقیعی به این مضمون خطاب به محمد بن عثمان (سفیر دوم) صادر شد:
كسانی كه از اسم (من) می‏پرسند، باید بدانند اگر سكوت كنند بهشت، و اگر حرفی بزنند جهنم (در انتظار آنان) است. چه، اینان اگر بر اسم واقف شوند، آن را فاش می‏سازند و اگر از مكان آگاه شوند، آن را نشان می‏دهند.
همچنین روزی عبید الله بن جعفر حمیری و احمد بن اسحق اشعری، كه هر دو از بزرگان اصحاب امامان و از شیعیان برجسته و صمیمی بودند، در دیداری كه با عثمان بن سعید (سفیر اوّل) داشتند از وی پرسیدند: آیا جانشین امام عسگری - علیه السلام - را دیده است؟ وی پاسخ مثبت داد. از نام آن حضرت پرسش كردند، وی از گفتن آن خودداری كرد و گفت:
بر شما حرام است كه در این باره پرسش كنید، و من این سخن را از پیش خود نمی‏گویم - چون اختیاری ندارم كه حلالی را حرام یا حرامی را حلال كنم - بلكه این، به دستور خود اوست، زیرا حكومت (عباسی) بر این باور است كه امام عسگری - علیه السلام - در گذشته و فرزندی از خود باقی نگذاشته است، و به همین دلیل نیز ارثیه او را بین كسانی تقسیم كردند كه وارث آن حضرت نبودند (جعفر كذاب و مادر حضرت عسگری) و این موضوع با صبر و سكوت امام روبرو گردید، و اینك كسی جرأت ندارد با خانواده او ارتباط برقرار كند یا چیزی از آنها بپرسد، و اگر اسم امام فاش شود مورد تعقیب قرار می‏گیرد. زینهار! زینهار! خدا را در نظر بگیرید و از این بحثها خودداری كنید. در زمان نیابت ابوالقاسم حسین بن روح، از ابوسهل نوبختی كه از بزرگان شیعیان بود، سؤال كردند كه چگونه تو، به این سِمَت انتخاب نشدی و حسین بن روح انتخاب شد؟ وی پاسخ داد:
آنان كه او را به این مقام برگزیده‏اند، خود داناترند. كار من، بر خورد و مناظره با مخالفان و دشمنان است. اگر من همانند حسین بن روح مكان امام را می‏دانستم، شاید اگر در فشار قرار می‏گرفتم، محل او را نشان می‏دادم، ولی اگر اما زیر عبای ابو القاسم پنهان شود، چنانچه او را قطعه قطعه هم كنند، هرگز لباس خود را كنار نمی‏زند!
ب - سازماندهی وكلا
چنان كه گفتیم نمایندگان و وكلای محلی امام در عصر غیبت - با اختیارات گوناگون و حوزه‏های فعالیت متفاوتی كه داشتند - در مناطق تمركز شیعیان مستقر بودند و هر چند در زمان پیشوای دهم و یازدهم این دسته از وكلا معمولاً توسط وكیل اوّل با امام تماس می‏گرفتند، امّا در هر حال امكان ارتباط مستقیم با خود امام نیز برای آنان وجود داشت، ولی در عصر غیبت صغری امكان ارتباط مستقیم كلاً قطع گردید و وكلای فرعی و منطقه‏ای امام در بلاد مختلف كه اسامی گروهی از آنان قبلاً گذشت - ناگزیر منحصراً زیر نظر نایب خاصّ، انجام وظیفه می‏كردند و نامه‏ها و سؤالات و وجوه شرعی شیعیان را توسط نایب خاص به محضر امام غایب می‏رساندند. چنانكه قبلاً اشاره كردیم، در زمان سفارت ابو جعفر محمد بن عثمان، تنها در بغداد حدود ده نفر زیر نظر او فعالیت می‏كردند.
نوّاب خاصّ، در مقابل دریافت وجوه و اموال، قبض نمی‏دادند ولی شیعیان از وكلای دیگر قبض مطالبه می‏كردند. بنا به نقل شیخ طوسی، در اواخر عمر محمد بن عثمان، شخصی به توصیه او، اموال مربوط به امام را به حسین بن روح می‏پرداخت، و از او قبض مطالبه می‏كرد. به دنبال شكوه حسین بن روح از این بابت، محمد بن عثمان دستور داد كه از وی قبض مطالبه نشود و افزود: هر چه به دست ابو القاسم برسد، به دست من رسیده است.
ج - اخذ و توزیع اموال متعلق به امام
نواب خاص امام، هر كدام در دوران سفارت خود، وجوه و اموال متعلق به آن حضرت را كه شیعیان مستقیماً یا توسط وكلای محلی می‏پرداختند، تحویل می‏گرفتند و به هر طریقی كه ممكن بود به امام می‏رساندند، یا در مواردی كه امام دستور می‏داد مصرف می‏كردند.
در روزهای شهادت امام عسگری - علیه السلام - گروهی از شیعیان قم و بعضی دیگر از مناطق ایران وارد سامرأ شدند و در آنجا از در گذشت امام آگاه گشتند. این گروه، اموالی را از طرف شیعیان مناطق خود آورده بودند تا تحویل امام بدهند و وقتی از جانشین امام عسگری پرسش كردند، بعضی ها جعفر (كذاب)، برادر امام، را نشان دادند. آنان طبق روال معمول، نشانی و خصوصیات پولها و اموال را از جعفر پرسیدند تا معلوم شود كه وی دارای علم امامت است یا خیر؟ وقتی كه جعفر از پاسخ درماند، از تحویل اموال به وی خودداری كردند و ناگزیر به عزم بازگشت به وطن، از سامرا خارج شدند.
در بیرون سامرأ، پیك سرّی حضرت بقیه الله - عجل الله تعالی فرجه الشریف - آنان را به محضر امام راهنمایی كرد و پس از تشرّف به حضور امام، بعد از آنكه حضرت خصوصیات تمامی پولها و امول را بیان فرمود، اموال را تحویل ایشان دادند. آنگاه امام فرمود:
بعد از این چیزی به سامرأ نیاورید. من شخصی را در بغداد معیّن می‏كنم، اموال را به او می‏دهید و توقیع توسط او صادر می‏گردد. از آن به بعد بود كه امام، عثمان سعید را به نیابت خاص منصوب كرد و او در بغداد وظایف خود را آغاز كرد.
د - پاسخگویی به سؤالات فقهی و مشكلات عقیدتی
حوزه فعالیت نواب اربعه تنها به مواردی كه شمردیم محدود نمی‏شد، بلكه دایره فعالیت آنها شامل پاسخگویی به همه گونه سؤالات فقهی و شرعی، حل مشكلات عقیدتی و نیز مبارزه علمی با شبهاتی می‏شد كه مخالفان مطرح می‏كردند و از این راه در تضعیف عقاید و پریشانی فكری شیعیان می‏كوشیدند.
نواب خاصّ، این وظایف را با استفاده از آموزشهای امام و دانش بسیار بالایی كه داشتند، به بهترین وجهی انجام می‏دادند. نگاهی گذرا به كارنامه سفارت این چهار شخصیت بزرگ، ابعاد گسترده كوششها و موفقیهای آنان را در این زمینه نشان می‏دهد.
آنان از یك سو، وسوسه‏های مربوط به انكار وجود امام را، از راههای گوناگون خنثی می‏كردند و در این راستا، گاه ناگزیر، پرده از دیدارهای سرّی خود با امام بر می‏داشتند و گاهی نیز توقیعی از سوی حضرت در این باره صادر می‏شد و امام در دفع شبهات مزبور به كمك آنان می‏شتافت.
از سوی دیگر، سؤالات فقهی و شرعی شیعیان را به عرض امام رسانده پاسخ آنها را می‏گرفتند و به مردم ابلاغ می‏كردند. به عنوان نمونه، می‏توان از توقیعی نام برد كه توسط محمد بن عثمان صادر شده و طی آن به پرسشهای «اسحاق بن یعقوب» در زمینه‏های گوناگون پاسخ داده شده است. همچنین می‏توان توقیع مفصلی یاد كرد كه در پاسخ به سؤالات نماینده مردم قم، «محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری»، صادر گردید.
از این گذشته، گاه، نواب خاصّ، مناظراتی با مخالفان انجام داده و آنان را محكوم می‏ساختند و تأكید می‏كردند كه این پاسخها را از امام آموخته‏اند. چنانكه حسین بن روح، در یك مجلس مناره، پاسخ شخصی را كه شبهه‏ای در مورد شهادت امام حسین - علیه السلام - مطرح كرده بود، به صورت گسترده بیان نمود و فردای آن روز با اشارهبه پاسخ مزبور، به یكی از شیعیان - كه فكر می‏كرد پاسخها تراوش فكری خود اوست - اظهار داشت: اگر از آسمان سقوط كنم و طعمه مرغان هوا شرم یا باد تندی مرا به محل دروری پرتاب كند، در نظرم بهتر از این است كه در دین خدا رأی و نظریه شخصی خود را اظهار كنم. مطالبی كه دیروز شنیدی از حجت خدا شنیده شده است.
همچینین وی در پاسخ پرسش یكی از متكلّمان وقت در مورد عامل شهادت امام موسی بن جعفر - علیه السلام - و اینكه آیا پیشوایان معصوم همه، با شمشیر یا با مسمومیّت در گذشته‏اند و نیز راز برتری حضرت فاطمه - علیها السلام - نسبت به دختران دیگر پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ توضیحات روشن و قانع كننده‏ای داد كه تحسین دانشمند مزبور را بر انگیخت و گفت: در این باره پاسخی از این بهتر و كوتاهتر از كسی نشنیده‏ام.
هـ- مبارزه با مدّعیان دروغین نیابت
مبارزه با غلات و مدّعیان دروغین بابیّت و نیابت و وكالت و افشای ادعاهای باطل آنان را نیز باید به فعالیتهای نواب اربعه افزود. چنانكه درسیره امام هادی توضیح دادیم، گروهی از افراد منحرف و جاه طلب با طرح مطالب بی اساس از قبیل ربوبیت والوهیت ائمه، مقاماتی برای خود ادعا می‏كردند و به نام امام از مردم خمس یا وجوه دیگر را می‏گرفتند و این موضوع موجبات بد نامی شیعه را فراهم ساخته و مشكلاتی برای ائمه ایجاد می‏كرد.
در عصر غیبت صغری، علاوه بر اینها، افراد دیگری پیدا شدند كه به دروغ مدعی سفارت و نیابت خاص امام بودند و در اموال متعلق به امام تصرفات بیمورد نموده و در مسائل فقهی و اعتقادی، سخنان گمراه كننده بر زبان می‏راندند. اینجا بود كه نواب خاصّ، با رهنمود امام، به مقابله با آنان بر می‏خاستند و گاه رد طرد و لعن آنان از ناحیه حضرت، توقیع صادر می‏شد.
ابو محمد شریعی، محمد بن نصیر نمیری، احمد هلال كرخی، ابو طاهر محمد بن علی بن بلال، حسین بن منصور حلاّج و محمد بن علی شلمغانی از این گروه بودند.
شلمغانی قبلاً از فقهای شیعه شمرده می‏شد و حتی كتابی به نام «تكلیف» نوشته بود، ولی بعدها به غلوّ و انحراف كشیده شد و افكاری كفرآمیز مطـرح كـرد. از آن جمله، بر روی نظریه حلول تأكید می‏كرد و می‏گفت: روح پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در پیكر محمد بن عثمان (سفیر دوم)، روح امیر مؤمنان - علیه السلام - در كالبد حسین بن روح (نایب خاص سوم) و روح حضرت فاطمه - علیها السلام - در بدن ام كلثوم، دختر محمد بن عثمان حلول كرده است.
حسین بن روح، این عقیده را كفر و الحاد معرفی كرده آن را از نوع عقاید مسیحیان در مورد حضرت مسیح شمرد و او را طرد نمود و افشاء افكار باطلش او را در میان قومش رسوا ساخت. با توجه به نقش تخریبی شلمغانی بود كه در ذیحجه سال سیصد و دوازده، توقیعی توسط حسین بن روح در لعن و تكفیر و ارتداد او صادر گردید و سر انجام در سال 323 كشته شد.