تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

وضعیت سیاسى ـ اجتماعى عصر غیبت صغری

تعداد بازدید : 1237
وضعیت سیاسى ـ اجتماعى عصر غیبت صغری
براى شناخت هر چه بهتر تاریخ سیاسى عصر غیبت صغرا و دست یافتن به تحلیلى صحیح و جامع در مورد این دوره و پى بردن به علل و زمینه هاى غیبت امام دوازدهم (عج) و در نهایت، عمق موضع گیرى هاى امام(علیه السلام) بررسى وضعیت سیاسى و اجتماعى و فكرى آن زمان ضرورى است.
تاریخ نگاران، عصر حكومت عباسیان را كه بیش از پنج قرن (از 132 هـ ق تا 794 هـ ق) به طول انجامید، به چهار دوره تقسیم كرده اند. آن چه كه در این فصل مورد نظر ما است، بررسى دوره دوم حكومت عباسى یعنى از ابتداى خلافت متوكّل تا شروع غیبت صغرا (360 هـ ق) است.
وضعیّت سیاسى و اجتماعى و فكرى دوره دوّم عبّاسیّان
الف) وضعیّت سیاسى; بیشتر وزرا و امراى عبّاسیان، افرادى بى كفایت و ستمگر بودند و در تحقیر و ضرب و شتم و شكنجه مردم و از بین بردن حقوق آنان و چپاول اموالشان از هیچ كارى فروگذار نبودند. در زمان «واثق»، وزیرش «محمد بن عبدالملك الزیات» تنورى ساخته و در آن میخ هایى كار گذاشته بود و مردم را در آن شكنجه مى داد و جالب این كه خود او در همان تنور شكنجه و كشته شد.
متوكّل، یكى از خلفاى عباسى، رسماً، اظهار انزجار از ذریّه امام على(علیه السلام)و علویان مى كرد. آل ابى طالب، در زمان او، مصائبى را متحمّل شدند كه در عهد هیچ یك از خلفاى ستمگر پیشین ندیده بودند!
وى، به حاكم خود در مصر، فرمان داد با علویان، بر اساس قواعد زیر برخورد كند:
الف) به هیچ یك از علویان ملكى داده نشود.
ب) به هیچ یك از علویان جواز داشتن بیش از یك برده داده نشود.
ج) اگر دعوایى ما بین یك علوى و غیر علوى صورت گرفت، قاضى نخست به سخن غیرعلوى گوش فرا دهد و پس از آن بدون گفت گو با علوى، آن را بپذیرد.
متوكّل، زیارت قبر امام حسین(علیه السلام) را ممنوع كرده بود. او قبر آن حضرت را به آب بست، لیكن آب به گرد قبر حلقه زد و آن جا را فرا نگرفت. از آن پس، آن جا «حائر» نامیده شد. او، هر كس را كه منسوب به على(علیه السلام) یا از دوستداران آن حضرت بود، نابود مى كرد و اموالش را مصادره مى كرد.
از متوكّل كه بگذریم، دیگر خلفاى عباسى نیز علاوه بر ظلم هاى فراوان به علویان و شیعیان، اقدام به ریختن خون ائمه(علیه السلام) مى كردند. با درك چنین شرایط و اوضاعى، ضرورت غیبت امام زمان (عج) ملموس تر مى شود.
ب) وضعیّت اجتماعى; در این دوره، به علّت بى كفایتى خلفا و غرق بودن آنان در عیاشى و زن بارگى و شب نشینى هاى آن چنانى و ولخرجى هاى بى حد و حصر، رفاه زدگى و دنیازدگى، جامعه، عملا، به دو قشر و دو قطب بزرگ غنى و فقیر، تقسیم شده بود و شكاف و فاصله ى طبقاتى میان خلفا و كارگزاران آنان با توده ى مردم، به اوج خود رسیده بود.
همان گونه كه مى دانیم، هدف پیامبران و ائمه(علیهم السلام) از حضور در جامعه، هدایت آن جامعه به سوى حق و كمال است و این امر، زمانى تحقّق مى یابد كه بستر مناسبى فراهم گردد، لكن همان گونه كه ذكر شد، در دوره دوم حكومت عبّاسیان، دنیازدگى و رفاه طلبى، سراسر جامعه را فرا گرفته بود و ثروت مندان بى توجّه به دیگر اقشار، در رفاه غوطهور شده بودند و اقشار پایین دست نیز خود را در بى خیالى و بى تحرّكى فرو برده بودند و نه تنها فرصتى براى عرضه ى اوامر الهى پیش نمى آمد بلكه فشارهاى فوق العاده اى از سوى خلفاى عباسى بر امامان و یاران ایشان وارد مى شد. این وضع، مى رساند كه بستر مناسب براى بهره گیرى از هدایت امامان، به اندازه لازم و حدّاقل هم وجود نداشت. به همین دلیل، حكمت الهى، اقتضا مى كرد كه امام مهدى (عج) غیبت كند تا زمانى كه آمادگى لازم و بستر مناسب براى هدایت در جامعه ى انسانى به وجود آید.
ج) وضعیت فكرى; آن چه به لحاظ وضعیّت فكرى در این دوره در خور توجّه و تأمّل است، تغییر خط مشى فكرى خلافت عباسى بود; زیرا، تا خلفاى قبل از متوكّل، همگى، طرفدار مكتب اعتزال بودند و این مكتب، مكتب رسمى خلافت به حساب مى آمد، امّا با روى كار آمدن متوكّل، مذهب رسمى خلافت، به مذهب اهل حدیث تغییر یافت و سركوبى معتزله و شیعیان و حمایت جدّى از اهل حدیث ـ كه غالب اهل سنّت را در بر مى گرفت ـ آغاز شد. متوكّل، با این چرخش فكرى، براى رسیدن به اهداف خود و نابودى هر چه بیش تر معتزله و شیعه، روش هاى خاصّى را اتخاذ كرد. نخست، تفتیش عقاید از مخالفان را آغاز كرد و دوم این كه «ابن الزیاتِ» وزیر و همكارانش را از مشاغل حكومتى بر كنار كرد و به جاى او «جُرائى» و «ابن خاقان» را كه گرایش هاى افراطى ضد شیعى داشتند، منصوب كرد.