تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

جهانى شدن و حكومت واحد جهانى امام زمان(عج)

تعداد بازدید : 1318
جهانى شدن و حكومت واحد جهانى امام زمان(عج)
مقدمه
درباره‏ آینده‏ى بشر . دیدگاه‏هاى مختلف وجود دارد. برخى مى‏گویند: «فساد و شر و بدبختى، لازمه‏ جدا نشدنى حیات بشرى است و به خاطر پیشرفت‏سریع و حیرت‏آور فن‏آورى و صنعت و انباشت‏سلاح‏هاى مخرب و ویران‏كننده و سلاح‏هاى كشتار جمعى، بشر، به مرحله‏اى رسیده كه گور خود را با دست‏خود كنده و با نابودى كامل، بیش از یك گام فاصله ندارد . بنابراین، آینده‏ى بشر، بسیار تاریك و خطرناك است .» .
گروهى دیگر آینده ‏بشر را روشن مى‏ببیند . اندیشه‏ پیروزى نهایى و تشكیل مدینه فاضله و حكومت واحد جهانى بر اساسى قسط و عدل، آرزوى دیرینه‏ى ملت‏ها و فرهنگ‏ها است تا جایى كه هر یك از طرفداران ادیان الهى مى‏گویند، آینده‏ جهان، از آن ما است و هر مذهب و ملتى، خود را پیروز نهایى مى‏داند و مصلح كل و سامان‏بخش زندگى بشر را از خود مى‏داند .
در اسلام، بویژه در مكتب تشیع، توجه به آینده و تشكیل حكومت واحد جهانى بر اساسى قسط و عدل تحت رهبرى امام معصوم، جایگاه خاصى دارد . در این رابطه، سخنان بسیارى از رسول گرامى اسلامى ( صلى‏الله علیه‏و آله‏وسلم) و ائمه اطهار ( علیهم‏السلام) صادر شده است .
این مسئله، در تاریخ اسلام، به نام «مهدویت‏» مطرح شده است و انتظار فرج، با زندگى آنان عجین گشته است و آنان دائم، در انتظار روزى نشسته‏اند كه آن رجل الهى و مصلح كل، یعنى حضرت حجت‏بن الحسن امام محمد مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) ظاهر گشته و آن حكومت واحد عدل جهانى را تشكیل دهد تا بشر به آرزوى دیرینه‏ى خود برسد و زندگى سعادت‏مند و فارغ از هر نوع ظلم و ستم و دغدغه‏ى خاطر را ببیند .
2 - قرن بیستم، در تاریخ حیات بشر، قرنى ویژه و داراى امتیازات منحصر به فرد در میان اعصار و قرون گذشته است‏بشر، در این قرن، با ابتكار و به كارگیرى نبوغ و با تكمیل اختراعات و اكتشاقات خویش در زمینه‏ى معادن و صنعت و با ساخت ماشین‏آلات و خصوصا استفاده از اتم، توانست صفحات عظیمى از حیرت و شگفتى را بر پهناى گیتى بر جاى گذارد، و با تسلط خویش بر بخش عظیمى از كره‏ى خاكى و محیط زیست، آن راتسخیر كند . در این قرن، بشر براى نخستین بار، با سفر به كره‏ى ماه و سایر سیارات، سیر در آسمان‏ها را شروع كرد تا به اسرار آسمان‏ها پى ببرد در این قرن، بهره‏گیرى از رایانه، وارد زندگى بشر شد و امروزه، در تمام زمینه‏هاى زندگى، اعم از صنعتى، كشاورزى، بهداشتى، تجارى، علمى، فرهنگى، بدون بهره‏گیرى از رایانه، ادامه مسیر، میسر نیست .
به هر حال، روند تحولات در قرن بیستم، در دهه‏ هزار و نهصد و هفتاد میلادى، وارد مرحله‏ى جدیدى شد و در اواسط دهه‏ هزار و نهصد و هشتاد، تقریبا، در تمامى زمینه‏ها، نشان خود را بر جاى گذاشت . در دهه‏ى هشتاد میلادى، براى رجوع به این دگرگوینها، مفاهیمى مانند جامعه‏ى فراصنعتى و فرا مدرن (پست مدرن) به كار مى‏رفت، اما در دهه‏ى نود میلادى مفهوم «جهانى‏شدن‏» رایج گردید و مفهوم مسلط دوران معاصر شد، به گونه‏اى كه امروز، همه چیز با رجوع به این مفهوم، مورد بررسى و تجزیه و تحلیل قرار مى‏گیرد .
در ظاهر، امر جهانى شدن، یعنى ره سپردن تمامى جوامع به سوى جهانى وحدت یافته كه در آن، همه چیز در سطح جهانى مطرح و نگرفته مى‏شود . جهانى شدن در هر زمینه، دیگر مرز جغرافیایى نمى‏شناسد . جهانى شدن در زمینه اقتصادى، در هر كشورى اتفاق بیفتد، بر اقتصاد دیگران تاثیر مى‏گذارد .
با جهانى شدن، بعد سرمایه نیز مرز ندارد . سرمایه، از یك طرف و اطلاعات در طرف دیگر، بدون مرز، مثل باد مى‏چرخد و به سرعت جابه‏جا مى‏شود . اینترنت و شبكه‏هاى ماهواره‏اى و خبرى، ارتباطات مستمر و همزمان را بین مردم دنیا برقرار مى‏كنند و دنیا به صورت دهكده‏ جهانى در آمده است.
امروزه، برخى این نتیجه رسیده‏اند كه سعادت و خوش‏بختى و زندگى فارغ از هر دغدغه، تنها در صورتى است كه همه چیز جهانى باشد و تحت‏حكومت واحد جهانى اداره شود و لذا تمام همت‏خود را بر این گذاشته‏اند كه همه چیز را جهانى سازند: اقتصاد جهانى; تجارت جهانى; فرهنگ جهانى; سیاست جهانى; دهكده جهانى . بنابراین جهانى شدن، امرى حتمى و محقق یافته و یا در حال تحقق است پس باید همه خود را با آن وفق دهند .
3 - جهانى شدن در ابعاد گوناگون خود (اقتصاد، فرهنگ، سیاست، مذهب) مباحث مختلفى را مى‏طلبد و این طور هم نیست كه به راحتى بتوان اقتصاد، فرهنگ، سیاست، مذهب‏هاى مختلف را به صورت واحد جهانى درآورد و یك شبه همه‏ى مرزها را در هم كوبید . جهانى شدن، با چالش‏هاى زیادى رو به رو است (بحث‏هاى زیادى را مى‏طلبد). ما، در این مقاله، تنها مى‏خواهم ببینیم «جهانى شدن با دین و مذهب، چه تناسبى دارد؟ آیا در این‏جا نیز با چالش‏ها روبرو است‏یا نه، همسو و همگون‏اند؟» .
جهاین شدن در رابطه‏ى با مذهب و دین نیز مباحث‏بسیارى را مى‏طلبد، مانند: آثار و پیامدهاى جهانى شدن بر حیات دینى; آینده‏ى ادیان در فرایند جهانى شدن; جهانى شدن و پویایى انتظرات از دین; جهانى شدن و حكومت‏هاى دینى; جهانى شدن و قلمروهاى دین; جهانى شدن و گفت‏وگوى ادیان; بنیادگرایى و جنبش‏هاى ضد جهانى‏سازى; دین‏هاى محدود و دین‏هاى جهانى; حكومت واحد جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) در مقایسه با جهانى شدن‏» است . ما مى‏خواهیم ببینیم «آیا جهانى‏شدن، همان حكومت جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) است‏یا غیر آن؟ آیا جهانى شدن، مقدمه‏اى براى آن حكومت واحد است‏یا اساسا ربطى با آن ندارد؟ آیا با جهانى‏سازى و سرانجام جهانى‏شدن، ما را از تشكیل حكومت واحد جهانى حضتر مهدى ( عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) بى‏نیاز مى‏كند و یا این كه نیاز بشر به آن حكومت عدل جهانى، به جاى خود محفوظ است؟ جهانى‏شدن با آن حكومت عدل جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) چه وجه اشتراك و چه امتیازاتى دارد؟
براى پاسخ به این پرسش‏هاى، نخست‏باید جهانى‏شدن و حكومت واحد جهانى حضرت مهدى (عجل‏ الله ‏تعالى ‏فرجه الشریف) و سپس به مقایسه و سنجش آن دو با هم بپردازیم . بنابراین، مطالب اصلى مقاله، تحت عناوین ذیل مورد بررسى قرار مى‏گیرد:
1 . جهانى شدن;
2 . حكومت واحد جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) ;
3 . مقایسه و بررسى وجه اشتراك و تمایز آن دو .
جهانى شدن.
جهانى شدن، یعنى ره سپردن تمامى جوامع به سوى جهانى وحدت یافته كه در آن، همه چیز در سطح جهانى مطرح و نگریسته مى‏شود . در حقیقت، جهانى شدن، به معناى آزادى مطلق كسب و كار، برداشته شدن تمامى موانع از سر راه، جریان یافتن سهل و ساده‏ى سرمایه و نفوذ آن در تمامى عرصه‏ها، حركت روان اطلاعات و امور مالیه و خدمات، تداخل فرهنگ‏ها آن هم به سوى یك‏سان شدگى و یكدستى است . البته، تمامى این امور، در مقیاسى جهانى رخ مى‏دهد و هدف نیز دست‏یابى به بازار واحد جهانى، فارغ از موانع امور تولید و سرمایه‏گذارى و خدمات و اشتغال خواهد بود .
برخى، پا را فراتر گذاشته‏اند، از حكومت واحد جهانى و پول واحد در سراسر جهان یاد مى‏كنند.
به نظر گروهى دیگر، جهانى شدن، در حقیقت، فراتر از پدیده‏ى كلاسیك «دولت - ملت‏» است . به این معنا كه با توجه به رخدادهاى عظیم ارتباطى ورود بازیگران جدید به عرصه‏ى بین‏المللى، نفش «دولت - ملت‏» تا حدود زیادى كم‏رنگ شده است . در این معناى از جهانى‏شدن، دولت‏ها، دیگر تصمیم گیرندگان اصلى در رویدادها نیستند و قدرت، در سیاست جهانى، از دولت‏هاى محصور در مرزها به دولت‏هایى منتقل مى‏شود كه قادر به تكاپو در جهان‏اند .
گروهى نیز جهانى شدن را به عنوان گسترش روند رو به توسعه‏ى تجارت جهانى دانسته‏اند كه اكنون بازیگرانى از جنوب نیز به آن پیوسته‏اند .
كاربرد اصطلاح «جهانى شدن‏» به دو كتابى بر مى‏گردد كه در سال هزار و نهصد و هفتاد میلادى انتشار یافت . كتاب نخست «جنگ و صلح در دهكده‏ى جهانى‏» تالیف مارشال مك لوهان و كتاب دوم، نوشته برژینسكى، مسئول سابق شوراى امنیت ملى آمریكا در دوران ریاست جمهورى ریگان بود . مباحث كتاب نخست، بر نقش پیشرفت وسائل ارتباطى در تبدیل دنیا به دهكده‏ى واحد جهانى متمركز بود . در حال كه بحث اصلى كتاب دوم، درباره‏ى نقشى بود كه آمریكا مى‏بایست‏براى رهبرى جهان و ارائه‏ى نمونه‏ى جامع مدرنسیم به عهده مى‏گرفت.
در عمل، بیش‏تر توافقهاى سیاسى و اقتصادى كه پس از دو جنگ جهانى خسارت بار، بین مجموع كشورهاى جهان انجام گرفته و به نوعى، زمینه‏ساز همزیستى و همكارى بین‏المللى شده است، طلایه‏دار تحولى بوده كه «جهانى‏شدن‏» نامیده مى‏شود .
این پدیده، روندى از دیگرگونى را به نمایش مى‏گذارد كه از مرزهاى سیاست و اقتصاد فراتر مى‏رود و دانش، فرهنگ و شیوه‏ى زندگى را نیز در بر مى‏گیرد . از این جهت، جهانى شدن، چند بعدى است و قابل تسرى به مشكل‏هاى گوناگون عمل اجتماعى، اقتصادى، سیاسى، حقوقى، فرهنگى، نظامى، فن‏آورى، محیط زیست، . . . است .
بعضى از صاحب‏نظران، ویژگى‏هاى پنج‏گانه‏ى زیر را براى جهانى شدن مطرح كرده‏اند:
1 - گسترش كمپانى‏هاى چند ملیتى; اهمیت‏شركت‏ها در نظام جهانى، بیش از اهمیت دولت‏ها است .
به عبارت دیگر، دولت‏هاى ملى، جاى خود را به كمپانى‏هاى بزرگ چند ملیتى داده‏اند و كشورهاى مختلف جهان با كمپانى‏هاى بزرگ خود مشخص مى‏شوند .
2 - پیوستگى بازارهاى مالى و بورس جهانى; این پیوستگى، آن قدر سریع است كه در سالهاى اخیر، روزانه، میلیاردها دلار در بازارهاى جهانى رد و بدل مى‏شود .
3 - گسترش ارتباطات ماهواره‏اى و شبكه‏اى و به دنبال آن گسترش داد و ستدهاى فرهنگى در سطح جهان; گروهى، جهانى‏شدن را از كانال ارتباطات و داد ستدهاى فرهنگى مى‏نگرند .
4 - گسترش شبكه حمل و نقل بین‏المللى و كاهش شدید هزینه‏هاى مربوط; این امر، فرایند جهانى شدن را تسهیل كرده است و موجب شده است كه دنیا به رسمیت ادغام و وحدت حركت كند .
5 - تقسیم كار گسترده، بر اساس مباحث اقتصاددانان و جامعه شناسان، اقتصاد، وقتى شكوفا و بزرگ و پیچیده مى‏شود كه تقسیم كار اجتماعى، در آن گسترده‏تر مى‏شود، و به همین نسبت، دنیا هم وارد تقسیم كار گسترده‏اى شده است.
هر چند كه جهانى‏شدن، پدیده‏اى صرفا اقتصادى نیست، لكن اقتصاد، با اهمیت‏ترین بعد آن است; زیرا، در نظام سرمایه‏دارى كه سوداى رهبرى جهان كنونى را در سر دارد، سیاست و فرهنگ - كه دو محور اصلى دیگر جهانى‏شدن است - تا حد زیادى تحت تاثیر سیاست‏گذارى اقتصادى قرار دارد . لذا سازمانهاى بین‏المللى، عمدتا، در محور اقتصاد تنظیم شده‏اند . سازمانهاى اقتصادى بین‏المللى و اتحادیه‏هاى اقتصادى منطقه‏اى، نظیر «آ . سه . آن‏» ، «نفتا» ، «اكو» ، ادغام بازارهاى مالى، اتحاد پولى كشورهاى اروپایى، ادغام بانك‏هاى بزرگ جهان، تاسیس سازمان تجارت جهانى، آزادسازى تبادل كالا و نقل و انتقال سرمایه بین كشورها، ادغام شركت‏هاى تولیدى بزرگ، از این قبیل‏اند .
تعاریفى از جهانى شدن
به نظر مى‏رسد با همه‏ى تعاریفى كه از جهانى‏شدن ارائه شده، تاكنون، تعریف روشن و جامعى از آن ارائه نشده است; زیرا، اولا، این پدیده هنوز به حد تكامل نهایى خود نرسیده و هنوز دست‏خوش تحول است و هر روز، وجه تازه‏اى از ابعاد گوناگون آن مشخص و نمایان مى‏شود .
ثانیا، هر كسى در مقام تعریف، بعدى از ابعاد آن را بازگو مى‏كند . اغلب، به بعد اقتصادى آن توجه كرده‏اند . به هر حال به برخى از تعاریف اشاره مى‏كنیم:
1 - جهانى شدن، فرایندى است اجتماعى كه در آن، قید و بندهاى جغرافیایى كه بر روابط اجتماعى و فرهنگى سایه افكنده است، از بین مى‏رود و مردم به طور فزاینده، از كاهش این قید و بندها آگاه مى‏شوند.
2 - «كاستل‏» با اشاره به عصر اطلاعات، جهانى‏شدن را ظهور نوعى جامعه‏ى شبكه‏اى مى‏داند كه در ادامه‏ى حركت‏سرمایه‏دارى، پهنه‏ى اقتصاد و جامعه و فرهنگ را در بر مى‏گیرد .
3 - «جام تام لینسون‏» جهانى‏شدن را فرایند توسعه‏ى سریع پیوندهاى پیچیده میان جوامع و فرهنگ‏ها و نهادها و افراد در سراسر جهان معرفى مى‏كند .
4 - «هاروى‏» این فرایند را در بردارنده‏ى دو مفهوم فشردگى زمان و مكان و كاهش فاصله‏ها تلقى مى‏كند . در واقع، طبق این نظر، فشردگى زمان و مكان، مهم‏ترین ویژگى جهانى‏شدن است; یعنى، فاصله كم مى‏شود و یا از بین مى‏رود، و زمان لازم براى پیمودن فاصله‏ها كاهش مى‏یابد و جهان بیش از پیش كوچك‏تر به نظر مى‏رسد و انسان‏هها و جوامع، به طریقى به هم نزدیك‏تر مى‏شوند . پس چهانى شدن، فرایندى است كه روابط اجتماعى را بسط مى‏دهد و در سه حوزه‏ى اقتصاد و فرهنگو سیاست، صادق است و بستر جریان این روابط را از متن محلى به متن جهانى تغییر مى‏دهد.
تاریخچه‏ى جهانى‏شدن
ریشه‏هاى تاریخى جهانى‏شدن را مى‏توان به عمق تاریخ بشر و به زمان‏هاى قدیم مربوط دانست . طبق نظر جامعه‏شناسان و باستان‏شناسان، زندگى بشر، از زندگى‏هاى محدود خانوادگى و انفرادى در جنگل‏ها و غارها و پناهگاه‏ها شروع شده و به تدریج، به جمعیت‏هاى عشره‏اى و قبیله‏اى و اجتماعات محدود در كنار چشمه‏ها و رودخانه‏ها تبدیل شده، بعدا، همین‏ها، روستاها و واحدهاى كوچك شده‏اند، و سپس شهرها تشكیل شده، و از شهرها، به تدریج، به كشورها و دولت‏ها پدید آورده‏اند . بنابراین، در مجموع، زندگى بشر، به سوى جهانى‏شدن در حركت است; یعنى، هر چه كه به پیش مى‏رویم، تفرقه‏ها كم و تجمع‏ها زیاد مى‏شود و هر چه كه به عقب برگردیم، به تفرقه‏هاى بیش‏تر مى‏رسیم . لذا مى‏گویند، جهانى‏شدن، یك امر طبیعى است .
البته، این حركت، در قرون اخیر، سرعت‏بیش‏تر به خود گرفته است و دیگر به صورت گذشته، كند حركت نمى‏كند; زیرا، با در اختیار گرفتن ابزارى مثل بخار و اختراع ماشین و وسائل ارتباط جمعى و دریایى و زمینى و هوایى و توسعه‏ى راه‏ها، به تدریج، كشورها، تبدیل به منطقه‏ها و حكومت‏هاى منطقه‏اى مى‏شوند، و چون این جهانى‏شدن، در ابعاد مختلف اقتصادى و فرهنگى و سیاسى، شكل مى‏گیرد، قهرا، بلوك‏ها درست مى‏شود و معلوم است وقتى ارتباطات بشر با ماهواره و اینترنت انجام گیرد، ركت‏به سوى جهانى شدن، با سرعت و شتاب بیش‏ترى انجام خواهد گرفت .
آنانى كه به این نحو، به سابقه‏ى تاریخى جهانى شدن معتقدند، مى‏گویند، جهانى‏شدن، فرایندى است كه از ابتداى تارخى بشر وجود داشته و از همان زمان تاثیرات آن رو به فزونى بوده است، اما اخیرا، یك شتاب ناگهانى در آن پدیدار شده است.
در مقابل این نظریه، بعضى‏ها، مى‏گویند: جهانى شدن، بانوگرایى و توسعه‏ى سرمایه‏دارى همزمان بوده است، اما اخیرا، در آن، شتاب ناگهانى به وجود آمده است .
بعضى را نیز عقیده بر این است كه جهانى شدن، فرایند متاخر است كه با سایر فرایندهاى اجتماعى، نظریر فرا صنعتى‏شدن، فرانوگرایى یا شالوده‏شكنى سرمایه‏دارى همراه است.
به نظر مى‏رسد كه حق، با نظر اول است . گرچه جهش و شتاب آن، همزمان به سرمایه‏دارى و پیداش وسائل ارتباط جمعى است . جهانى شدن، به طور نامنظم، از طریق توسعه‏ى امپراطورى‏هاى مختلف قدیمى و غارت و تاراج و تجارت دریایى و نیز گسترش آرمان‏هاى مذهبى، تحول یافته است . جهانى شدن به شیوه‏اى كه امروز شاید آن هستیم، از قرن پانزده و شانزده، یعنى آغاز عصر جدید، شروع شد . در اروپاى قرون وسطى، حركت جهانى‏شدن، بسیار كند بوده است و پس از انقلاب صنعتى است كه این موضوع، شدت پیدا كرده است .
موافقان و مخالفان جهانى شدن
درباره‏ى جهانى شدن، دو نظر مخالف وجود دارد . عده‏اى بر موافقت و پذیرش بى‏چون و چراى آن تاكید دارند و عده‏اى هم بر رو آن، و هر كدام نیز براى خود به دلایلى تمسك كرده‏اند:
دلیل موافقان
موافقان جهانى شدن، به پذیرش آن، بدون هیچ دغدغه و نگرانى، دعوت مى‏كنند و مى‏گویند، جهانى شدن، به كشورهاى فقیر كمك مى‏كند و فرصت‏هاى تازه‏اى براى آنان فراهم مى‏كند آنان و مى‏گویند، با توجه به ارتباطى كه بین اقتصاد و فن‏آورى وجود دارد، راهى جز پذیرش جهانى‏شدن به عنوان ویژگى عصرى كه در آن زندگى مى‏كنیم، وجود ندارد .
اینان، براى صحت مدعاى خود، دلیل‏هایى دارند كه به آن‏ها اشاره مى‏شود:
1 - از آغاز دهه‏ى هشتاد میلادى، تعداد قابل توجهى از كشورها، به آن ملحق شده و یا به طور مستقیم از طریق اقتصاد بازار آزاد، از آثار آن بهره‏مند شده‏اند . براى مثال، گسترده‏ى جهانى نظام سرمایه‏دارى، از بیست درصد سكنه‏ى دنیا در دهه هفتاد میلادى به میزان نود درصد در دهه‏ى نود میلادى رسیده است و این اتفاق، حاكى از جذب بیش‏تر مردم در اقتصاد سرمایه‏دارى جهانى است .
2 - در شرایط كنونى، میزان تجارت جهانى، بیش‏تر از دهه‏هاى قبل است . كاهش قابل توجه در قیمت مسافرت‏هاى هوایى و دریایى به گسترش بیش از پیش مرزهاى تجارت جهانى منجر شده است . در این چهارچوب . نه تنها میزان تجرات جهانى، افزایش بى‏سابقه یافته است، بلكه شكل آن نیز دچار دگردیسى كامل شده است .
3 - بازارهاى مالى جهانى، رشد كرده است، این رشد . از دهه‏ى هفتاد میلادى، با سودآورى قابل توجه بازارهاى مالى ساحلى و گردش وسیع جریان پولى خارج از حوزه‏ى اقتدار ملى، همراه شده است .
4 - تحرك جهانى به تحرك جمعیت كمك كرده است . پناهندگان بى‏شمارى به عنوان نیروى كار مهاجر قابل توجه، در جهان پراكنده شده‏اند .
5 - هر چند شركت‏هاى چند ملیتى تا دهه‏ى هفتاد میلاد، شكلى مطلق و متصلب داشتند، اما در حال حاضر، شیوه و شكل جدیدى از مؤسسه‏هاى جهانى پیدا شده‏اند كه بالبسط تجارت در سرتاسر دنیا، تحقیقات وسیعى در زمینه‏ى توسعه‏ى تولید در مناطق مختلف را با پذیرش سهامداران از سرتاسر جهان ممكن كرده‏اند.
6 - جهانى شدن، فرایندى از یك توسعه‏ى اجتماعى است كه به تشدید خود آگاهى جهانى منجر مى‏شود .
7 - روند رو به رشد همبستگى اقتصادى، در آینده، منجر به وابستگى‏هاى اجتماعى خواهد شد .
8 - با توجه به رشد پیچیده و روز به روز ارتباطات، خود آگاهى جهانى، شدت پیدا مى‏كند بنابراین، نبایستى رشد شبكه‏هاى ارتباطى جهان گستر، مثل كابل‏هاى تلویزیونى و شبكه‏هاى آمارى را انكار كرد و اهمیت آن را نادیده گرفت.
9 - باز شدن اقتصادها و فرهنگ‏هاى ملى در ابعاد داخلى و خارجى، رشد منطقه‏گرایى در پى تهدید بازار ملى كشورها، ایجاد محیطى كاملا رقابتى، تحریك احساسات ملى و محلى، رونق پیدا كردن برخى شهرها و واحدها منطقه‏اى به عنوان مراكز اقتصادى جهان، افزایش بهره‏ورى، بهبود شرایط زندگى براى عموم مردم، به طور كلى، و براى عده‏اى بیش از دیگران، انتقال فن‏آورى به كشورهاى در حال توسعه و از دیگر دلیل‏هاى اینان است .
مخالفان
دلیل مخالفان، در مورد فوائد و منابع بر شمرده شده درباره‏ى جهانى شدن . تردید دارند و معتقدند، این پدیده، بر ایده‏ئولوژى و مفاهیم لیبرالیزم استوار است و هدف‏اش، تحمیل الگوى آمریكایى و سلطه‏ى آمریكا بر جهان است و تنها منافع ایالات متحده و همراهان او و كشورهاى پیشرفته را تامین مى‏كند . در این شكل از جهانى شدن، تنها، بیست درصد جمعیت‏بهره‏مند، و هشتاد درصد بقیه، در حاشیه هستند و این امر با مفهوم نظام جهانى متوازن، سازگار نیست، بلكه معناى سیطره و تحكم و سلطه‏گرى از آن استفاده می شود .
جهانى شدن فرهنگى، یعنى سیطره‏ى فرهنگ غربى بر دیگر فرهنگ‏ها، و این، یعنى اوج سیره‏ استعمارى .
به هر حال، در جمع‏بندى نهایى، آثار منفى جهانى‏شدن را مى‏توان در موارد زیر خلاصه كرد:
1 - بحران دولت ملى كه منظور از آن، مسلط نبودن دولت‏بر منابع درامد خود و دست‏برداشتن دولت از نقش‏هاى اقتصادى و اجتماعى خویش است . در نتیجه، جهانى شدن اقتصاد حاصل مى‏شود و شركت‏هاى چند ملیتى، به نیابت از دولت ملى، به آن نقش‏ها مى‏پردازند .
2 - بحران‏هاى مالى كه كشورهاى گوناگون جهان، به خاطر وحدت بازار مالى و معاملات جهانى بورس دچار آن مى‏شوند، از دیگر آثار منفى است اولین آن‏ها بحران ملى مكزیك در سال نود و چهار میلادى و آخرین مورد آن، بحران مالى در كشورهاى جنوب شرق آسیا بود . این بحران‏ها، تا این تاریخ ادامه دارد
3 - پیامدهاى اجتماعى ناشى از اصلاحات ساختار اقتصادى مورد نظر مؤسسات بین‏المللى، از جمله صندوق بین‏المللى پول و بانك جهانى مانند گسترش بیكارى، گسترش فقر، پائین آمدن دستمزدها .
4 - تسلط فرهنگ غربى بر دیگر فرهنگ‏ها به شكل تلاش براى مسخ كردن هویت فرهنگى ملت‏هاى دیگر و مطرح كردن فرهنگ غربى (با جنبه‏هاى مثبت و منفى آن) به عنوان جایگزین .
5 - موافقت‏نامه‏هایى كه كشورهاى پیشرفته مطرح كرده‏اند كه مهم‏ترین آن‏ها، موافقت‏نامه‏ى آزادى سرمایه‏گذارى است . این موافقت‏نامه، به سرمایه‏گذارى خارجى در نقاط مختلف جهان آزادى مى‏بخشد، و معناى آن، تسلط كشورهاى پیشرفته بر ثروت‏هاى كشورهاى در حال رشد است; چون، این كشورها، از لحاظ اقتصادى و مالى و فن‏آورى، هموزن و همپایه نیستند.
6 - جهانى شدن، سبب كاهش اهمیت كالاهاى اولیه (مواد اولیه) مى‏شود .
7 - جهانى شدن، به افزایش فاصله و نابرابر میان ملت‏ها و مناطق گرایش دارد . از این رو به عنوان یك ساختار در دست قدرت‏مندان اقتصادى، آنان را قدرت‏مندتر و فقرا را فقیرتر مى‏كند .
8 - جهانى‏شدن، سبب به مخاطره افتادن محیط زیست مى‏شود .
جهانى‏سازى
جهانى‏سازى یا به تعبیر دیگر جهانى كردن اقتصاد و فرهنگ و سیاست، غیر از جهانى شدن به صورت طبیعى است; زیر، جهانى شدن تا آن‏جا كه مربوط به پیشرفت‏هاى فنى و علمى و اجتماعى، و متناسب با وضعیت تاریخى و اجتماعى بشر امروز است، امرى قابل فهم و طبیعى است، اما آن‏چه امروزه از جهانى شدن اراده مى‏شود، تنها این امر طبیعى نیست، بلكه وراى این اصطلاح و فرایند و حركت، یك اراده وجود دارد و آن، این است كه نوعى روش و منش و سیاست و منافع، به عنوان روش و منش و منافع جهانى بر بشریت تحمیل مى‏شود . البته، این، امرى خطرناك است; زیرا، مى‏خواهد یك نوع منافع و یك نوع بینش را به عنوان الگو معرفى كند و همه‏ى زندگى و جهان را با یك معیار خاص اندازه‏گیرى كند . عدم تساوى دولت‏ها و ملت‏ها، سبب مى‏شود تا انان كه صاحب علم و فن‏آورى هستند، یك امر غیر طبیعى را بر كشورهاى داراى اقتصاد ضعیف‏تر تحمیل كنند و سعى كنند جهان بر مدار منافع آنان بچرخد .
آمریكا و قدرت‏هاى بزرگ دیگر، با دارا بودن توانایى‏هاى سیاسى و اقتصادى و نظامى، در عمل، رهبرى جهانى‏سازى را به دست گرفته‏اند و سوار بر این جریان طبیعى جهانى شدن، مى‏خواهند آن را به سود خود عملى سازند . به تعبیر دیگر، دارند از این جریان طبیعى جهانى شدن، سوء استفاده مى‏كنند . به خاطر همین سوء استفاده‏ها است كه در پاره‏ى جهانى‏شدن، پرسش‏هاى بسیارى مطرح مى‏شود: «آیا جهانى‏شدن، یك پدیده‏ى طبیعى است كه در اثر پیشرفت علم فن‏آورى به وجود آمده یا پدیده‏اى طراحى شده از سوى سرمایه‏دارى و سرمایه‏داران است؟ آیا همه‏ى كشورها، ناگزیرند به این جریان پیوندند یا راهى براى گریز وجود دارد؟ در این صورت، آیا پیوستن به آن، به نفع كشورهاى در حال توسعه است‏یان نه؟ آیا جهانى‏شدن یا جهانى‏سازى، با آموزه‏هاى اسلام سازگار است‏یا ناسازگار؟» .
با دقت در ساز كارهاى جهانى‏شدن و جهانى‏سازى، روشن مى‏شود كه جهانى‏شدن، امرى طبیعى است و پیوستن به آن، مانعى ندارد، بلكه به نفع همه‏ى كشورها است، ولى آن‏چه امروزه در جهان مشاهده مى‏شود، جهانى سازى است كه همراه با بى‏عدالتى و تجاوز و تحمیل اقتصاد و فرهنگ و سیاست‏خاص بر جهان است . آن‏چه صاحب‏نظران را وادار به مخالفت مى‏كند و مردم را علیه آن به تظاهرات وا مى‏دارد، جهاین كردن است نه جهانى‏شدن .
2 - حكومت واحد جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف)
حكومت واحد جهانى امام محمدمهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) در حقیت، پاسخى است‏به نگرانى بشر از آینده‏ى خود . شیعیان، اینده‏ى روشنى را براى زندگى انسان پیش بینى مى‏كنند و امید به زندگى در قالب «انتظار فرج‏» به زندگى شیعیان، معنا و گرمى مى‏بخشد .
یك شیعه، هیچ گاه از آینده‏ى خود نگران نیست، چنان‏كه اكثر متدینان به ادیان نیز نگران نیستند و آینده‏ى بشر را تحت لواى مصلح كل، روشن مى‏بینند، ولى آموزه‏هاى شیعى این امتیاز را دارد كه از روشنى و وضوح فراوان برخوردار است .
با دقت در دعوت و آموزه‏هاى اسلام، معلوم مى‏گردد كه هدف‏اش متحد كردن ملتها و برداشتن دیوار امتیازات و اعتبارات لغو و بى‏اثر و برقرار كردن كلمه‏ى واحد و همكارى و ارتباطى است كه ریشه و پایه آن، كلمه‏ى توحید و ایمان و عقیده به آن است .
اسلام مى‏خواهد تمام اختلافات و جدایى‏ها را كه به نام‏هاى گوناگون پدید آمده، با عقیده‏ى توحید از میان بردارد . اختلافات نژادى، طبقاتى، ملى، وطنى، جغرافیایى، مسلكى، حزبى، زبانى، همه باید از میان برود و سبب امتیاز و افتخار نباشد، حتى باید اختلافات‏دینى هم، كنار گذاشته شود و همه باید تسلیم فرمان خدا باشند: «قل تعالوا الى كلمه سواء بیننا وبنیكم . . .» اسلام، براى بشر، رسیدن به چنین روزى را پیش‏بینى كرده و در حدودى كه وظیفه‏ى تشریع است، مقدمات آن را نیز فراهم ساخته و عملى شدن آن را موكول به آماده شدن زمینه‏ى كامل آن كرده است .
همان‏طور كه در مطلب پیشین (جهانى شدن) اشاره شد، جریان اوضاع جهانى و پیشرفت‏هایى كه نصیب بشر در امور مادى و صناعى شده است و روابط نزدیكى كه به واسطه‏ى وسائل ارتباط كنونى با هم پیدا كرده‏اند، همه را به یك اتحاد واقعى و همكارى صمیمانه‏ى روحانى و برادرى حقیقى بیش‏تر محتاج كرده است . هر چه جلوتر برویم، این احتیاج را بیش‏تر احساس مى‏كنیم; یعنى، آن دهكده‏ى جهانى كه دانشمندان غربى در قرن بیستم احتمال آن را داده‏اند، اسلام، در هزار و چهارصد سال قبل، با تاكید فراوان و قطعیت و حیمیت، آن را خبر داده و حتى كیفیت وقوع آن و نحوه‏ى حكومت در آن دهكده‏ى جهانى و رهبرى آن نظام را به طور وضوح و آشكارا، معین كرده است و خبر داده كه دین حاكم در آن حكومت جهانى، اسلام، و پیروزى از آن مستضعفان و صالحان و غلبه‏ى ایمان بر كفر است و حاكم آن حكومت، شخصى از تبار ابراهیم و بنیره محمد ( صلى‏الله علیه‏و آله‏وسلم) و فرزند زهرا و على (سلام الله علیهم) است و نام او، «محمد» و كنیه‏ى او «ابوالقاسم‏» و لقب او، «قائم‏» است .
اینك به برخى از آیات و روایات این مضوع و این كه «روزى خواهد آمد كه دین غالب در روى كره‏ى زمین، دین اسلام است‏» و «پیروزى از آن مستضعفان است‏» و «صالحان وارث زمین‏اند» و «در همه‏ى جاى كره زمین، عدل حاك خواهد شد» و «این كه همه‏ى دین‏ها در عصر ظهور حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) خواهد بود» ، اشاره مى‏كنیم و تفصیل آن را به كتب مفصل وا مى‏گذاریم .
«ولقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادى الصالحون‏»; در زبور داوود نوشته‏ایم كه صالحان از بندگان من، وارث زمین خواهند شد .
در تفسیر مجمع البیان طبرسى، ذیل این آیه، از امام باقر ( علیه‏السلام) نقل شده كه آن حضرت فرمود: «وهم اصحاب المهدی فی آخرالزمان; آنان، همان یاران حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) در آخرالزمان‏اند» .
«وعد الله الذین آمنو فیكم وعملو الصالحات لیستخلفنهم فى الارض كما استخلف الذین من قبلهم ولیمكنن لهم دینهم الذى ارتضى لهم ولیبدلنهم من بعد خوفهم امنا . . .»
در این آیه‏ى شریف، سه وعده‏ى صریح به مؤمنان وارسته و داراى عمل صالح داده شد است:
1 - استخلاف در زمین; یعنى، حكومت، در كل كره‏ى زمین . به عنوان نمایندگى خدا كه حكومت‏حق و عدالت است .
2 - تمكین دین; یعنى، نفوذ معنوى و حكومت قوانین الهى بر تمام پهنه‏ى زمین .
3 - تبدیل خوف به امنیت; یعنى، برطرف شدن تمام عوامل ترس و ناامنى و جایگزاین شدن امنیت كامل و آرامش در همه‏ى روى زمین .
در تفسیر مجمع البیان ذیل این آیه از امام زنى العابدین ( علیه‏السلام) نقل شده كره فرمود: «هم - والله! - شیعتنا اهل البیت‏یفعل الله ذالك بهم على یدى رجل منا وهو مهدى هذه الامه; این گروه به خدا قسم! - همان پیروان ما هستند كه خداوند به وسیله‏ى مردى از خاندان ما، این موضوع را تحقق مى‏بخشد و او، مهدى این امت است .» .
«هو الذى ارسل رسوله بالهدى ودین الحق لیظهره على الدین كله ولو كره المشركون»; خداوند، رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا دین حق او، بر همه‏ى ادیان، غالب آید . هر چند مشركان به این كار راضى نباشند .
در روایت آمده كه على ( علیه‏السلام) هنگام تلاوت این آیه از یاران خود پرسید: «آیا این پیروزى حاصل شده است؟» . گفتند: «آرى . » . فرمود: كلا! فو الذى نفسی بیده! حتى لایبقى قریه الا وز ینادى بشهاده ان لا اله الا الله بكره وعشیتا; نه! سوگند به كسى كه جانم به دست او است! این پیروزى، آشكار نمى‏شود مگر زمانى كه هیچ آبادى روى زمین باقى نماند، مگر آن كه صبح و شما بانگ لا اله الا الله از آن به گوش رسد» .
امام باقر ( علیه‏السلام) فرمود: «ان ذالك یكون عند خرو اقر بمحمد; این پیروزى . به هنگام قیام هدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) از آل محمد ( صلى‏الله علیه‏و آله‏وسلم) خواهد بود; آن چنانكه هیچ كس در جهانى باقى نمى‏ماند مگر آن كه اقرار به رسالت محمد ( صلى‏الله علیه‏و آله‏وسلم)، خواهد كرد .» .
از این آیات و روایات به روشنى استفاده مى‏شود كه:
1 - سرانجام، صالحان‏اند كه وارث كل زمین‏اند، نه شرق یا غرب، جنوب یا شمال آن .
2 - افراد شایسته . جانشین پیشینیان در كل كره‏ى زمین‏اند و قدرت‏شان در همه جاى عالم ظاهرى شود .
3 - دین اسلام غالب بر همه‏ى ادیان، در جاى جاى كره‏ى زمین حاكم خواهد شد .
4 - همه‏ این‏ها در عصر ظهور حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) واقع خواهد شد .
نتیجه این كه حكومت مهدى ( علیه‏السلام) حكومتى جهانى خواهد بود و این حكومت واحد جهانى، جزء وعده‏هاى الهى است كه تخلف ندارد; زیرا، ان الله لا یخلف المیعاد.
بنابراین، اعتقاد به تشكیل حكومت واحد جهانى، نشئت گرفته از قرآن كریم و روایات اهل بیت ( علیهم‏السلام) است كه خداوند وعده‏ى تحقق آن بر اداره و تخلفى نخواهد داشت .
3 - مقایسه و تمایز
پس از روشن شدن معناى جهانى شدن و حكومت واحد جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) اینك جاى طرح سؤالاتى است كه در مقدمه به آن‏ها اشاره شده است .
در پاسخ این پرسش‏ها مى‏گوییم، یقینا، نمى‏توان حكومت واحد جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) را منطق با جهانى شدن دانست، هر چند اگر جهانى‏شدن به صورت طبیعى خود به پیش برود، مى‏تواند زمینه‏ساز آن حكومت‏باشد، اما همین كه صاحب‏نظران دنیا، در اصل تشكیل حكومت واحد جهانى، با اسلام مكتب تشیع همنوا شده‏اند، خود، امرى ارزش‏مند است; زیرا، تا دیروز، تشكیل حكومت واحد جهانى تحت نظر امام معصوم، براى دنیا قابل پذیرش نبود و آن را به صورت امرى عجیب و باورنكردنى مطرح مى‏كردند، ولى امروزه، خود، آن را به صورت قطعى و امرى اجتناب‏ناپذیر مى‏دانند . بنابراین، جهان، به تدریج، خود را براى پذیرش حكومت واحد جهانى آماده مى‏سازد، زمینه‏ى فكرى بشر براى اجراى این طرح مهیا مى‏شود . اگر تا دیورز، حكومت واحد جهانى، صرفا یك عقیده‏ى اسلامى شیعى بود، امروز، انان هستند كه انسان‏ها را به پذیرش و اجراى این طرح كه امرى ضرورى و حیاتى است، دعوت مى‏كنند و موضوع جهانى‏سازى چیزى غیر از این نیست .
به هر حال، جهانى شدن، تنها در همین حد از انطباق كلى با حكومت واحد جهانى حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف) است و گر نه كسى نمى‏تواند جهانى‏شدن را كاملا منطبق با حكومت‏حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف) بداند. حكومتى را كه اسلام مطرح كرد، داراى خصوصیایت است كه اساسا در فكر محدود بشر نمى‏گنجد تا طرح ان را بدهد. بر فرض كه حكومت پیشنهادى بشر، روزى در دنیا پیاده شود، یقینا، همانند سایر سازمان‏هاى بین‏المللى، وسیله‏اى براى تسلط اقویا بر ضعفا و گسترش ظلم مدرن در علام، و سرانجام، باعث زحمت وسلب آزادى و آسایش مردم خواهد بود; و بربر اساس ایمان به خدا و اعتقاد به روز جزا و اعتقاد واقعى افراد به حقوق و آزادى‏هاى دیگران، به وجود نمى‏آید . بنایراین، چنین حكومتى، نه به وجود مى‏آید و نه بر فرض وجود، ضامن اجرایى خواهد داشت و نه شهوات و غرائز آدمى را كه محرك او در جنگ و فتنه است، مهار مى‏كند و نه مى‏تواند یك برادرى ایمانى و انسانى در عالم به وجود آورد، اما حكومت واحد جهانى كه در اسلام مطرح است، هم ضامن اجرایى دارد و هم عقیده و ایمان از آن پشتیابانى مى‏كند و هم مردم را برادر مى‏سازد و هم غرائز و امیال را راهنمایى مى‏كند .
در پایان، به برخى از امتیازات حكومت مورد نظر اسلام و بر حكومت جهانى در جهانى‏سازى دنیا، اشاره مى‏كنیم:
1 - حكومت واحد جهانى اسلامى، تحت رهبرى افراد صالح و وارسته و شخصیت‏هاى برجسته‏ى دینى كه معصوم از خطا و یا تالى تلو معصوم‏اند، ایجاد مى‏شود و قانون خدا در آن جامعه حاكم است، ولى حكومت واحد جهانى پیشنهادى، تحت نظر و اشراف قدرت‏مندان و زورمداران و ستمگران ایجاد مى‏شود .
شاید این مدعا، «حق وتو» یى است كه آنان براى خود در سازمان ملل گذاشته‏اند . توضیح آن‏كه جهاین شدن، به سازمان ملل احتیاج دارد، لذا سازمان ملل به وجود آمد . طبیعى بود كه در دنیاى مرتبط و دنیایى كه خطر جنگ و نزاع و كشمكش آن را تهید مى‏كرد، سازمان ملل براى پیشبرد اهداف‏اش نیاز به چیزى داشت كه «منشور ملل‏» نام گرفت، وفى آنان دخالت كردند و حقوق بشرى نوشتند كه منافع ناعادلانه آنان را تامین كند، قدرت‏هایى مانند آمریكا، انگلیس، فرانسه و . . . دست‏به دست هم دادند و امتیازى به نام «حق وتو» را براى خود قرار دادند . تا در مقابل تصمیمات عاقلانه‏ى دنیا كه مخالف منافع آنان است، بایستند!
«حق وتو» حقى ظالمانه و خطرناك است كه آنان براى خود قرار داده‏اند . در حكومت واحد جهانى و در خانواده‏ى بزرگ بشریت كسانى كه سرتاپا اسیر هواى نفس‏اند و از لحاظ اخلاقى منحط و ذلیل‏اند و نمى‏توانند فراتر از تعصبات خود عمل كنند و بسیار مغرور و ظالم و متعصب‏اند و همه‏ى بشریت را در خدمت‏خود مى‏بینند، «حق وتو» دارند . این حق وتو، سبب مى‏شود كه جهان را به دوران دیكتاتورى اول برگردانند و قانون جنگل را حاكم كنند كه هر كس زورش بیش‏تر است، باقى بماند و ضعیف‏ترها نابود شوند; یعنى، همان چیزى كه امروزه شاید آنیم و «وتو» هایى كه امریكا به نفع اسراییل و بر ضرر فسلطینیان ستمدیده در سازمان ملل اعمال مى‏كند .
اینجا است كه مى‏گوییم، حكومت جهانى پیشنهادى آنان، یا محقق پیدا نمى‏كند و اگر هم تحقق پیدا كند، هیچ ضمانت اجرایى براى اجراى صحیحى آن در جهت منافع و سعادت و رفاه بشر وجود ندارد .
2 - امتیاز دیگر جامعه‏ى جهانى اسلامى، بر جهانى‏شدن، این است كه محور تمام یك مورد در این جامعه، خدا و احكام خدا است و تعالیم اسلامى براى ادارهى جامعه‏ى جهانى كافى است، ولى در جهانى شدن و جهانى‏سازى . محور، قوانین موضوعه‏ى بشرى و الحاد و حاكمیت‏سكولاریسم است .
3 - در حكومت جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) دین اسلام، تنها دین حاكم بر جهان خواهد بود، چنان‏كه دین و سیاست نیز از هم تفكیك ناپذیرند و بلكه سیاست و حكومت; در خدمت دین و اهداف متعالى آن است، در صورتى كه در وضعیت جهانى‏شدن، دین، مخصوصا اسلام، جایگاه روشنى ندارد .
4 - در حكومت جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) قرآن، محور زندگى بشر قرار مى‏گیرد . حضرت على ( علیه‏السلام) فرمود: «ویعطف الراى على القرآن اذا عطفو القرآن على الراى; در آن هنگام كه مدرم قرآن را به راى خود تفسیر كنند، امام زمان (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف)، اراء و نظر مدرم را تابع قرآن قرار خواهد داد .» .
از این كلام امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) استفاده مى‏شود كه در عصر حكومت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) محور همه چیز و همه آراء و عقاید، قرآن خواهد بود، در حالى كه در وضعیت جهانى شدن، نه تنها قرآن، در جامعه‏ى بشرى محور نیست، بلكه كوشش مى‏شود كه قرآن از صحنه خارج شود و اگر هم در برخى از جوامع، حضور كم‏رنگى دارد، سعى مى‏شود كه آیات قرآن را طبق نظر خود تفسیر كنند .
5 - حكومت جهانى امام مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) بر محور توسعه‏ى اخلاقى، اجتماعى، امنیتى استوار است، در حالى كه جهان كنونى ما، از بحران معنویت در رنج است، و امنیت نیز چه در سطوح فردى و چه سطوح عمومى و ملى و جهانى، به خطر افتاده است و از طرفى آن‏چه به عنوان اهرم قدرت است، براى كشورهاى قدرت‏مند به رسمیت‏شناخته شده است .
6 - توسعه‏ى علمى، از ویژگى‏هاى بارز حكومت جهانى امام مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) است در حدیث‏شریف از امام صادق ( علیه‏السلام) مى‏خوانیم: العلم سبعه وعشرون حرفا فجمیع ما جاءت به الرسل، حرفان، فلم یعرف الناس حتى الیوم غیرالحرفین فاذا قام قائمنا خرج الخمسه والعشرى حرفا فبثها فی الناس وضم الیتها الحرفین حتى یبثها سبعه و عشرین حرفا; علم و دانش، بیست و هفت‏حرف است .
تمام آن چه پیامبران الهى براى مدرم آوردند، دو حرف بیش‏نبود و مردم تاكنون جز آن دو حرف را نشناخته‏اند، اما هنگامى كه قائم ما قایام كند، بیست و پنج‏حرف دیگر را آشكار و در میان مردم منتشر مى‏سازد و دو حرف دیگر را با آن ضمیمه مى‏كند تا بیست و هفت‏حرف، كام و منتشر گردد .» در عصر جهانى‏شدن، دانش پیشرفته، در انحصار كشورهاى خاصى است و این كشورهاى از انتقال آن به كشورهاى دیگر جلوگیرى مى‏كنند .
7 - حكومت جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) حكومتى است مبتنى بر آموزه‏هاى حیاتى و دینى . در حالى كه جهانى شدن، پیامد و حاصل آگاهانه و ناآگاهانه پیشرفت‏هاى سیاسى، اقتصادى . فن‏آورى، و در اترابط با نظام سرمایه‏دارى و سلطه‏طلبى است .
8 - حكومت واحد جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) مشروعیت‏خود را از خدا دارد و به تعبیر دیگر، حكومت ولایى است كه حاكم آن از طرف خدا منصوب است و از ناحیه‏ى مردم نیز مورد پذیرش است; یعنى، حكومتى است كه از یك‏سو مبتنى بر تایید الهى است و از سوى دیگر، مورد رضایت مردم است، در حالى كه در جهانى شدن، مشروعیت‏حكومت جهانى، از ناحیه‏ى مردم است، آن هم با هزاران فریب‏كارى كه در گرفتن آراى مردم به كار مى‏رود .
9 - حكومت واحد جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) بر مبناى حاكمیت عقل است; زیرا، عقل انسان‏ها، در عصر ظهور، به كمال مى‏رسد . در حالى كه حكومت‏بر اساس جهانى شدن، بر منابى هواهاى نفسانى و تمایلات حیوانى شكل مى‏گیرد .
در حدیثى از مام باقر ( علیه‏السلام) مى‏خوانیم: «اذا قام قائمنا وضع الله یده على رؤوس العباد فجمع بها عقولهم وكملت‏بها اخلاقهم; هنگامى كه قائم ما قیام كند، خداوند، دست‏اش را بر سر بندگان مى‏گذارد و عقول آنان را با آن، كامل و افكارشان را پرورش داده تكمیل مى‏كند .»
10 - در حكومت واحد جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) به خاطر توسعه‏اى كه در دانش و عقل بشر پیدا مى‏شود، تمامى ظرفیت‏هاى اقتصادى طبیعت، كشف مى‏شود و سرمایه . در حد وفور، در اختیار است و سیستم توزیع نیز درست عمل مى‏كند، لذا اثرى از فقر و شكاف طبقاتى و جنوب و شمال و كشرهاى پیشرفته و عقب مانده، مشاهده نمى‏شود . در این حكومت، جایى را نمى‏توان دید كه آباد نشده باشد . همه جا یك‏سان از مواهب طبیعت‏برخوردار خوانید شد . در این رابطه، روایات فراوانى است كه به بعضى از آنها اشاره مى‏شود:
وانه یبلغ سلطانه المشرق والمغرب و تظهر له الكنوز ولا یبقى فی الارض خراب الا یعمره; حكومت او، شرق و غرب جهان را فرا خواهد گرفت و گنج‏هاى زمین برا او ظاهر مى‏شود و در سرتاسر عالم، جاى ویرانى باقى نخواهد ماند مگر این كه آن را آباد خواهد ساخت .
اذا قام القائم . . . واخرجت الارض بركاتها ورد كل حق الى اهله . . .
ابشركم بالمهدی یملا الارض قسطا كما ملئت جورا وظلما . . . یقسم المال صحاحا فقال رجل: «ما معنى صحاحا؟» قال: «بالتسویه بین الناس .».; شما را به ظهور مهدى بشارت مى‏دهم، زمین را پر از عدل مى‏كند، همان گونه كه پر از جور و ستم شده است . . . و اموال را به طور صحیح بین مردم تقسیم مى‏كند شخصى پرسید: «معناى تقسیم صحیح چیست؟» . فرمود: «به طور مساوى بین مدرم تقسیم مى‏كند».
با چنین برنامه‏اى، یقینا، شكاف‏هاى طبقاتى حاكم نخواهد شد، در حالى كه در نظام‏هاى اقتصادى حاكم بر جهان، شكاف‏هاى اقتصادى وحشت‏ناكى وجود دارد . شكاف شمال و جنوب، شكافى است كه به اجماع صاحب‏نظران توسعه، میان كشورهاى توسعه یافته و عقب مانده وجود دارد . وجود كشورهاى فقیر و بدهكار در این عالم، بهترین شاهد بر مدعا است .
11 - طبق كلام امیرالمؤمنین ( علیه‏السلام) در حكومت واحد جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) مؤمنان، به دور او اجتماع مى‏كنند، و از افراد فاسق و فاجر و كافر، در آن حكومت اثرى نیست: فاذا كان ذالك ضرب یعسوب الدین بذنبه فیتحمعون الیه كما یتمع قزع الخریف; هنگامى كه وضع بدین منوال شد، پیشواى دین منوال شد، پیشواى دین، خشم گیرد و آمادگى خود را اعلام كند . در این موقع، مؤمنان به سرعت در اطراف‏اش جمع شوند، همانند اجتماعى ابراهاى پائیزى .
در جهانى شدن، مومنان واقعى، جایگاهى ندارند و اطراف حاكمان و قدرت‏مندان را افراد هواپرست و لاابالى گرفته‏اند . آنان، اساسا، حكومت و سیاست را از دین جدا مى‏دانند و به تعبیر دیگر، در این نوع حكومت، جایى بارى مؤمنان نیست.
12 - الهى شدن، خواسته‏هاى بشر در هنگام حكومت جهانى حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف) است: یعطفذ الهوى على الهدى اذا عطفو الهدى على الهوى; او، خواسته‏هاى نفسانى را تحت اشعاع هدایت الهى قرار مى‏دهد، هنگامى كه مدرم هدایت را تحت الشعاع هواى و هوس خویش قرار داده‏اند .
در عصر جهانى‏شدن، كوشش، بر طرد فكر الهى و سعى در تبعیت از هواهاى نفسانى است .
13 - در عصر حكومت واحد جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) اجتماع گمراهان پراكنده مى‏شود و حق‏جویان گرد هم جمع مى‏شوند: دویصدع شعبا ویشعب صدعا; او، جمعیت‏هاى گمراه و ستمگر را پراكنده مى‏كند و حق‏جویان پراكنده را به دور هم گرد آورد .
در جهانى‏شدن، ستمگران عالم به هم مى‏پیوندند و حق‏جویان را پراكنده مى‏سازند .
14 - در حكومت جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) ستمگران و طاغوتیان و كارگزاران به كیفر مى‏بینند و نیكان پاداش مى‏گیرند و تشویق مى‏شوند: الا وفى غد - وسیاتى غد بمالا تعرفون (یاخذالوالی من غیرها عمالها على مساوى اعمالها; آگاه باشید! فردا كه فردایى است ناشناخته - كسى بر شما حكومت‏خواهد كرد از غیرخاندان حكومت‏ها . او، عمال و رؤساى حكومت‏ها را بر اعمال بدشان كیفر مى‏دهد .
در عصر جهانى‏شدن، درست قضیه ب عكس است‏به جنایتكاران مانند شارون (نخست‏وزیر اسرائیل) لقب «مصلح‏» مى‏دهند و به فرمانده ناو آمریكایى كه دستور شلیك موشك را به هواپیماى مسافرى ایران داد و نزدیك سیصد تن مسافر بیگناه را كشت، جایزه مى‏دهند و فلسطینى‏هاى محروم و حزب الله ستم كشیده را لقب، تروزیست، مى‏دهند .
15 . حكومت واحد جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) بر اساس عدل و قسط اداره مى‏شود، و جایى از كره زمین نیست كه در آن عدل گسترده نشود . در روایات متعدد، تعبیر به «یملا» - یعنى زمین از عدل پر مى‏شود - شده است . رسول خدا ( صلى‏الله علیه‏و آله‏وسلم) فرمود: «یخرج رجل من اهل بیتى یواطى‏ء اسمه اسمى و خلقه خلقی فیملاها عدلا وقسطا كما ملئت ظلما وجورا; مردى از اهل بیت ( علیهم‏السلام) من خروج مى‏كند كه اسم او، اسم ن، خلق اؤ، مانند خلق من است . زمین را از عدل و قسط پر مى‏كند، همان‏گونه كه از ظلم و جور پر شده است .
حاكمان در حكومت‏هاى عصر جهانى‏شدن، خود، از ستمگران اندو چنان در زمین عمل مى‏كنند كه گویا دشمن عدل‏اند و اساسا این كه قبل از آمدن حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) جهان پر از ظلم و ستم مى‏شود، در همان عصر جهانى شدن است كه ظلم فراگیر در زمین تحقق پیدا مى‏كند .
امتیازات حكومت واحد جهانى حضرت مهدى (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف) منحصر در همین پانزده مورد نیست، بلكه ما، در حد نیاز یك مقاله، به آن‏ها اشاره كردیم . به امید آن‏كه ره‏پویان آن حضرت، در آینده، امتیازات بیش‏ترى را مطرح كند .