تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

سینمای ما، رسالت گمشده

تعداد بازدید : 1190
با گذشت بیش از صد سال از بروز و ظهور سینما، این رسانه قدرتمند و تاثیر گذار بیش از هر زمان دیگری به وسیله ای برای ایجاد و جهت دهی جریانهای فکری، فرهنگی و حتی اقتصادی بدل گشته است به گونه ای که نمی توان بدان تنها به چشم یک سرگرمی مهیج نگریست. اگرچه چه بسا از ابتدا نیز هدف اصلی سینما سرگرم کردن مخاطبان نبوده باشد.
در دهه های اخیر و به خصوص پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، سینما و به طور ویژه بنگاه شست وشوی ذهن هالیوود علاوه بر رویکرد سرگرم کردن مخاطبان بیشمار خود و مسخ فرهنگی و اعتقادی آنان و نیز ارائه سبک زندگی مورد نظر اربابان خود به آنها، در جبهه دیگری نیز مشغول به فعالیت شد و آن تخریب وجهه مسلمانان و عقب افتاده نشان دادن آنها بود و هست و متاسفانه باید گفت که در این عرصه بسیار هم موفق بوده است. اوج این ستیزه گری به سالهای منتهی به سال 2001 میلادی و حادثه خود ساخته یازدهم سپتامبر  و البته پس از آن بود که ایتدا افکار عمومی را برای چنین حادثه ای آماده ساخت و پس از آن به توجیه کرده های خویش پرداخت. با هر چه قدرتمند شدن نهال انقلاب اسلامی در طی سالهای اخیر و تبدیل شدن آن به درختی تناور که توجه جهانیان را به خود جلب کرده است، مستکبران از ابزار سینمایی خویش در جهت تخریب وجهه جمهوری اسلامی و ملت ایران بهره ها بردند که از نمونه های متاخر آن می توان به فیلم های سینمایی سخیف "بدون دخترم هرگز" و "سنگسار ثریا" اشاره نمود. البته این فعالیتهای خصمانه اخیرا منجر به تولید اثری به نام "آرگو" شده است که به صورت روشن قصد تحریف تاریخ را در دل یک ماجرای خیالی دارد.
با تمامی این تلاشها نمی توان از آنها خرده ای گرفت، چرا که به هر حال سینمای غرب و به صورت ویژه هالیوود همواره در جهت پیشبرد اهداف و سیاستهای حکومتهای متبوعشان حرکت می کنند و آیا از هنر هفتم چیزی جز این باید انتظار داشت؟
مگر جز این است که همواره بخشی از تولیدات سینمایی هر کشوری صرف پرداختن به سیاستهای کلان، فرهنگ، هنر و تاریخ آن کشور می شود و عموما این نمونه ها به صورت پروژه های جذاب و پرخرج سینمایی انجام می شوند که علاوه بر مصارف داخلی، در زمینه های راهبردی نیز مفید واقع می شوند. نمونه هایی از این دست تنها محدود به هالیوود و کشورهای غربی نمی شود به طوریکه در سالهای اخیر کشورهای دیگری از جمله روسیه، چین، کره جنوبی و حتی ترکیه نیز به لزوم آن پی برده اند و در این زمینه دست به کار شده اند.
نکته تامل و صد البته تاسف برانگیز در این رابطه، نحوه عملکرد سینمای ما به عنوان کشوری انقلابی و صاحب تفکر ایدئولوژیک است. صادقانه باید پذیرفت که غالب سینماگران ما دغدغه هایی دارند که مشخص نیست مربوط به کدام یک از اقشار جامعه می باشد. این مساله خصوصا در دهه هشتاد به صورت کاملا عریان رخ نمود و اثرات آن تاکنون ادامه دارد. در این دهه قریب به اتفاق فیلمهای سینمایی در دام سطحی نگری افتاده و خروجی آنها فیلمهای سخیف و مبتذلی بود که بعضا در خدمت اهداف بیگانگان نیز بودند و نتایج آن قهر عامه مردم با سینما و ازبین رفتن سینمای کودک و دفاع مقدس در آن دوران گردید.
به قول سینماگران در آن دوره – که اثرات آن در حال حاضر نیز قابل مشاهده است- بیشتر فیلمها در گونه دختر- پسری و به سبک فیلمهای بالیوودی و البته با کیفیتهایی نازل و بدون ابتدایی ترین جاذبه های بصری و تکنیکهای سینمایی، تولید می شدند.
اگر صادقانه با این مساله برخورد کنیم خواهیم دید که در طول یک سال کمتر از 10 تا 15 درصد از فیلمهای سینمایی تولید شده مورد اقبال عمومی قرار می گیرند و البته تعداد انگشت شماری از این تولیدات به مسائلی از جمله شاخصه های پیشرفت و توسعه کشور، مسائل استراتژیک، هویت و اصالت ایرانی، تحکیم بنیان خانواده و امثال آن می پردازند.
در طی سالهای اخیر بزرگترین دغدغه گروه قابل توجهی از سینماگران حضور در جشنواره های خارجی شده است که لازمه آن ساخت فیلمهایی است که به سیاه نمایی در رابطه با شرایط کشور می باشد. نگاهی گذرا به فیلمهای به اصطلاح جشنواره ای در سالهای اخیر شاهدی بر این مدعاست. در حالت خوشبینانه اگر چنین هم نباشد فیلمهای جشنواره ای جزویی از فیلمهای به اصطلاح مخاطب خاص هستند که حتی هزینه تولید آنها نیز بازگردانده نخواهد شد.
حال در این شرایط بی سرو سامان سینما، اگر گروهی از فیلمسازان متعهد قصد تولید کارهای ارزنده ای داشته باشند باید از هفت خوان گذر کنند و حتی عموما از حمایت مسئولان سینمایی وزارت ارشاد نیز بهره مند نخواهند شد که نتیجه این برخوردهای نامهربانانه چه در فاز تولید و چه در فاز اکران منجر ب خانه نشینی این کارگردانان و یا حل شدن آنها در شرایط موجود می باشد.
با در نظر گرفتن مسائل ذکر شده این سوال در ذهن ایجاد می شود که چه کسی باید به داد این سینما برسد و راهبردهای برون رفت از چالشهای موجود را تدوین و از تولید کنندگان و کارگردانان متعهد حمایت کند. آیا سازمان جدیدالتاسیس سینمایی از عهده این کارها بر میاید یا هدف از تشکیل آن مقاصد دیگری بوده است؟
بدون شک باید پذیرفت که در دوران حاضر که عصر حکمفرمایی  رسانه هاست، یکی از موثرترین ابزارهای پیشرفت، اقتدار، فرهنگ سازی و مقابله در برابر دشمنان سینماست و هر چه قدر که در بهره برداری ازین ابزار کوتاهی کنیم، معاندان و معارضان در جبهه تخریب و تضعیف و توهین استفاده بیشتری از آن خواهند کرد.
امروزه خط مقدم مبارزه های فرهنگی و اقتصادی و سیاسی در واقع پرده نقره ای سینماست که توانایی تاثیر گذاری آن صدها برابر از جنگهای خونین بیشتر است چرا که هدف آن نه گوشت و پوست و استخوان انسانها که تفکر و فرهنگ آنان است.