تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

نگاهی به فیلم «سلام بر فرشتگان»

تعداد بازدید : 1637
نگاهی به فیلم «سلام بر فرشتگان»
قربانی سیاست‏های عجیب و غریب اکران

 در روزهای برگزاری جشنواره فجر سی‌ام به این نکته اشاره کردیم که یکی از مهم‌ترین دستاوردهای معاونت سینمایی جواد شمقدری- با تمام انتقاداتی که به آن داریم- اوج‌گیری دوباره سینمای کودک است. درختی که در دوره اول اصلاحات شروع به خشک شدن کرد و در دولت هشتم کاملا نابود شد، با روی کار آمدن معاونت سینمایی دولت دهم و در سایه‌ی توجه ویژه‌ی مدیران و سیاست‌های حمایتی مناسب، بازهم شروع به باردادن کرد و به روزهای خوب دهه‌ی شصت و ابتدای دهه‌ی هفتاد کمی نزدیک شد.

نباید از یاد برد که با روی کار آمدن اصلاحاتیان، به دلیل سیاسی‌بازی و سیاست‌زده‌گی شدید حوزه‌ی فرهنگ اولین بخشی که رو به نابودی گذاشت سینمای کودک بود. این نکته‌ای نیست که امروز بر کسی پوشیده باشد و اثبات کردن آن هم نیاز به توضیحات پیچیده‌ای ندارد. اگر فقط یکبار نام فیلم‌های مهم و ماندگار سینمای کودک در ایران را مرور کنیم به راحتی متوجه این ماجرا خواهیم شد. فیلم‌هایی مثل مدرسه‌ی موش‌ها(مرضیه بروند و محمدعلی طالبی)، گلنار(کامپوزیا پرتوی)، دزد عروسک‌ها(محمدرضا هنرمند)، پاتال و آرزوهای کوچک(مسعود کرامتی)، سفر جادویی(ابولحسن داودی)، مدرسه‌ی پیرمردها(علی سجادی‌حسینی)، خواهران غریب(کیومرث پوراحمد)، علی و غول جنگل(مسعود رسام و بیژن بیرنگ) و کلاه قرمزی و پسرخاله(ایرج طهماسب) که هنوز هم که هنوز است به بهانه‌های مختلف از صدا و سیما به نمایش درمی‌آیند تماما آثار متعلق به اواخر دهه شصت تا قبل از آغاز به کار وزارت ارشاد دولت اصلاحات‌اند.

متاسفانه سرعت نابودی سینمای کودک در دولت اصلاحات به قدری بالا بود که بعد از چند سال برگزارکنندگان جشنواره‌ی فیلم کودک و نوجوان مجبور شدند فیلم‌هایی را در این جشنواره به نمایش در آورند که هضم تلخی‌شان حتی برای مخاطب بزرگسال هم سنگین بود چه رسد به کودکان. فیلم‌هایی مثل دختری با کفش‌های کتانی(رسول صدرعاملی)، قفل‌ساز(غلامرضا رمضانی)، من بن‌لادن نیستم(احمد طالبی‌نژاد)، بچه‌های نفت(ابراهیم فروزش)، دیشب باباتو دیدم آیدا(رسول صدرعاملی)، جعبه موسیقی(فرزاد موتمن)، کودک و فرشته(مسعود نقاش‌زاده) و رسم عاشق‌کشی(خسرو معصومی) از آن دست آثاری بودند که جدای از خوبی و بدی‌شان، به قضاوت هر عقل سلیمی نمی‌توان به آن‌ها لفظ «فیلم کودک» اطلاق کرد و با هر متر و معیاری جزو «سینمای کودک» به حساب نمی‌آیند، اما سفره‌ی سینمای کودک ایران به قدری خالی شده بود که مدیران دولتی سینما مجبور بودند در جشنواره‌های فرمالیته و بی‌خاصیتی که به اسم «کودک» برگزار می‌کردند از چنین آثاری به عنوان مناسب‌ترین آثار کودک تقدیر هم بکنند!

 


این اوضاع تا پایان دولت نهم هم ادامه داشت و حتی وزارت ارشاد صفارهرندی هم هیچ قدمی برای بهبود اوضاع سینمای کودک برنداشت و مهمترین بخش سینمای ایران را باید کاملا نابود شده و از یاد رفته به حساب می‌آوردیم. اما با روی کار آمدن معاونت سینمایی جواد شمقدری، سینمای کودک رفته‌رفته قوت قبلی خود را بازیافت و شاهد ساخت آثاری در این حوزه بودیم که واقعا به سینمای کودک تعلق داشتند و حتی به مدد سرمایه‌گذاری خوبی هم برای ساخته‌شان انجام گرفته بود از رنگ و لعاب و جلوه‌های ویژه و ستارگان خوبی هم بهره می‌گرفتند و می‌توانستند به مقدار خوبی در جلب نظر مخاطب داخلی موفق باشند.

 

با این همه اما سیاست‌های اکران بلاهت‌باري که از سوی سازمان سینمایی و شورای صنفی نمایش در هفته‌های اخیر در پیش‌گرفته شد، تمام اثار کودک ساخته شده در سال گذشته را- فارغ از بحث‌ خوبی و بدی‌شان- یکجا به نابودی کشاند. اکران هم‌زمان 4فیلم کودک در سانس‌ها و سالن‌های به شدت محدود و بی‌هیچ تبلیغی در قالب یک گروه اکران بی‌سابقه با حضور 12-13فیلم، آن‌هم درست پس از فروش 6میلیاردی کلاه قرمزی که طبعا به علت جذب حداکثری مخاطبان بالقوه‌ی سینمای کودک تا مدت‌ها اکران هر فیلم کودک پس از خود را با مشکل مخاطب مواجه خواهد کرد، از آن کارهای بی‌منطق و عجیب و غریبی بود که تنها از ذهن فعال اعضای فعلی شورای صنفی نمایش برمی‌آمد.

 

در این گیرودار بهترین فیلم کودکی که قربانی سیاست‌های غلط اکران شد «سلام بر فرشتگان» فرزاد اژدری بود. «سلام بر فرشتگان» با آنکه از حیث رنگ و لعاب ظاهری و حضور ستارگان و حاشیه‌های مختلف از «اختاپوس» جواد هاشمی عقب‌تر بود و از حیث طرفداران ثابتی هم که فروش فیلم را تضمین کنند- مانند هر فیلم دیگری- به پای «کلاه قرمزی» نمی‌رسید و همین هم باعث می‌شد در قالب هر اکرانی فروشی هم‌ردیف آن دو نداشته باشد، اما هم از نظر فرم و هم از نظر محتوا چندپله بالاتر از تمام 4فیلم کودک دیگر اکران شده در سال جدید قرار داشت و از نظر ظرافت‌ها و جذابیت‌های کودکانه، چه در قصه‌پردازی و چه در تصویرسازی هم در جایگاهی قرار داشت که اگر در زمان و با تبلیغاتی مناسب به نمایش درمی‌آمد قطعا هم می‌توانست فروش خوبی در گیشه داشته باشد هم بیش از زمان فعلی مورد توجه رسانه‌های مختلف اعم از نشریات و سایت‌ها قرار بگیرد.

 

 

فرزاد اژدری با اینکه در اولین فیلم‌ش موضوع سخت و عجیب و غریبی مثل «نشان دادن فواید و زیبایی‌های مرگ» را انتخاب کرده اما موفق شده آن را با درصد تقریبا خوبی برای مخاطب خردسالش بیان کند.  

 

فیلم داستان دختربچه‌ای به اسم شادی‌ست که برای مادربزرگش حادثه‌ای اتفاق می‌افتد و به همین علت در بیمارستان بستری می‌شود و در آستانه‌ی مرگ قرار می‌گیرد. در همین حین شادی با سه شخصیت آشنا می‌شود که فقط او و برادر کوچکترش قادر به دیدن آنها هستند. یکی فرشته‌ی زندگی، «جان‌جان»(ماه‌چهره خلیلی)، دیگری فرشته‌ی مرگ، «بای‌بای خان»(محسن مجیب) و نفر سوم هم روح پدربزرگ‌ش «بیوک بابا»(علیرضا خمسه) که سعی دارد هرچه سریع‌تر مادربزرگ را با خود به دنیای دیگر ببرد. در گیرودار دعوای فرشته‌ی مرگ و فرشته‌ی زندگی برای بردن یا نبردن ماردبزرگ، شادی آرزوی می‌کند که اصلا مرگی وجود نداشته باشد و همه زنده بمانند. این آرزو برآورده می شود و فرشته‌ی مرگ تا اطلاع ثانوی از خدمت خلع می‌شود. با رفتن فرشته‌‌ی مرگ کم‌کم ظاهر دنیا تغییر می‌کند و به جای نامطلوبی برای زندگی تبدیل می‌شود. بیمارستان‌ها پر از بیمارانی می‌شود که دیگر نمی‌میرند و جایی برای بیماران جدید نیست، بیماری‌ها اساسا خوب نمی‌شوند چون دیگر میکروب‌ها نمی‌میرند و داروها اثر نمی‌کنند و.... تا اینکه شادی خودش به این نتیجه می‌رسد که برای بهبود اوضاع از خداوند بخواهد که فرشته‌ی مرگ را به سر کارش بازگرداند و..... 

 

«سلام بر فرشتگان» از چند جهت فیلمی قابل اعتناست. یکی اینکه دست روی موضوع مهمی گذاشته که احتمالا محل سوال بسیاری از بچه‌هاست و سعی کرده است این موضوع مهم را به ساده‌ترین شیوه برای کودکان توضیح دهد. منظرگاه اثر هم برخلاف بسیاری از آثار سینمای ایران، علی‌الخصوص آثار کودکی که در خوشبینانه‌ترین حالت حاوی یک پیام گل‌درشت انسانی‌اند، منظرگاهی دینی‌ست و به جهت انتخاب همین منظرگاه دینی هم فرصت آشنایی کودکان را با بسیاری از موضوعات دینی و مذهبی می‌گشاید. مفاهیمی مثل «دعا»، «فرشتگان کاتب اعمال خوب و بد»، «فرشته‌ی مرگ» و....... اصلا بابت همین دستمایه قرار دادن مفهوم دینی هم هست که فیلم با تمام دستاوردهای تکنیکی‌اش با بی‌اعتنایی کامل رسانه‌های شبه‌روشنفکر واقع شد. 

 

«سلام بر فرشتگان» موضوع ذاتا تلخی را برای روایت در نظر گرفته اما بازهم فیلمی شاد و مفرح برای کودکان به حساب می‌آید. سازندگان اثر حواس‌شان به این نکته بوده است که دست روی هر موضوعی که بگذارند، در نهایت باید فیلمی مناسب حال و هوای کودکان بسازند و این یعنی اینکه اثر باید فیلمی شاد با مایه‌های کمدی باشد و در یک دید حداقلی بتواند مخاطب کودک خود را سرگرم کند.

 


«سلام بر فرشتگان» هم درست به همین دلیل حاوی صحنه‌های زیادی از رقص و آواز است اما آوازهایی که علاوه بر اینکه طولانی نیستند و بی‌خودی و هرجایی استفاده نشده‌اند، در قالب کلی اثر هم جای گرفته‌اند و بی‌ارتباط با کلیت فیلم نیستند. درست برعکس فیلم کودک پرحاشیه‌ی این روزها «اختاپوس» ساخته‌ی جواد هاشمی که بیش از نیمی از فیلم را صحنه‌های رقص و آوازی به خود اختصاص داده است که تماما در حاشیه‌ی ماجراهای فیلمند و ظاهرا برای رسیدن زمان فیلم به زمان یک فیلم معمولی استفاده شده‌اند.

 

جز این‌ها، «سلام بر فرشتگان» یکی از فانتزی‌های خوب چند سال اخیر سینمای ایران هم هست و چند گام رو به جلو در جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری در سینمای ایران به حساب می‌آید. این به معنای این نیست که جلوه‌های ویژه‌ی اثر بی‌اشکالند و در کمال، اما به علت اینکه مسئولیت جلوه‌های کامپیوتری را یک گروه حرفه‌ای- همان گروهی که جلوه‌های ویژه‌ی مختارنامه را انجام داده‌اند- در سینمای ایران، به‌ویژه سینمای کودک یک گام بلند رو به جلو به حساب می‌آید. 

 

با این‌همه اما باید گفت که اولین اثر سینمایی فرزاد اژدری با آنکه دارای نقاط قوت زیادی‌ست اما نقاط ضعفی هم دارد. فیلم دارای شخصیت‌هایی اضافی‌ست که می‌توانند کاملا از فیلم حذف شوند مانند پدربزرگ(علیرضا خمسه) که با آنکه بار اصلی صحنه‌های مفرح و شاد اثر را بر دوش دارد اما در روند روایت ماجرا تقریبا هیچ نقشی ندارد و بود و نبودش هیچ لطمه‌ای به قصه وارد نمی‌کند.  یا فرشته‌ی نامه‌بر، «بادپر»(اصغر نقی‌زاده) که اساسا می‌توانست در فیلم وجود نداشته باشد.

 

به جز وجود شخصیت‌های اضافی، فیلم در یک سوم پایانی ریتم کندی هم دارد و به شدت تماشاگر را خسته می‌کند. مخصوصا صحنه‌هایی که شادی برای یافتن فرشته‌ی مرگ به عالم نور می‌رود جزو فصل‌های اضافی و خسته‌کننده‌ی فیلم است.

 

با همه‌ی این‌ها اما باید گفت «سلام بر فرشتگان» برای یک فیلم‌ساز اول اثری قابل قبول است که در جنجال‌های روزهای اخیر سینمای ایران و همچنین به علت عدم چینش صحیح اکران فرصت اینکه آنطور که باید دیده شود را نیافت. اما باید اذعان کرد که نسبت به 4 فیلم کودک دیگر این روزها یعنی؛ «هم‌بازی»، «اختاپوس»، «یک فراری از بگبو» و «کلاه قرمزی و بچه ننه» فیلم بسیار بهتری‌ست.