تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

دیکتاتوری روشنفکران و صدای خفه شده ما...

تعداد بازدید : 1334
دیکتاتوری روشنفکران و صدای خفه شده ما...

امروز مگر این روشنفکرنماها غیر از این می کنند؟ آن روز زن ایرانی در کوچه ای تنها و به زور سر نیزه چادر از سرش می رفت و امروز با استفاده از قاعده درام و سمبولیسم که ناخودآگاه زن مسلمان ایرانی را هدف قرار داده است با همان ماهیت و البته این بار فقط بدون درد و سر و صدا روشنفکرنماها همان کار فروغی را که با سرنیزه کرد می کنند.

 بر خلاف شعار های روشنفکران که علی الظاهر باید به دنبال فضایی حقیقتا باز باشند اما بررسی عملکرد آنها در تاریخ معاصر ما را به منزلی دیگر می رساند.

در دوران پهلوی  این قشر از حامیان و همکاران اصلی استبداد پهلوی بودند. افرادی چون تقی زاده، ملکم خان و شخصیتی که صبغه فرهنگی او بیشتر است و البته در همکاری با استبداد نیز پیشگام. شاید یکی از نمونه های اجلی در این جریان ذکاء الملک  فروغی باشد. او نه فقط در به قدرت رسیدن رضاخان نقش داشت بلکه چند دوره نخست وزیری، وزارت و سفارت را در کارنامه خود دارد و البته چه کسی می تواند حمایت این تیپ از روشنفکران را از استبداد پنهان نماید.

اینها همیشه شعار آزادی سر دادند در حالی که نزدیک ترین رابطه را با استبداد داشته اند، وضعیت فعلی آنها نیز لااقل در فرهنگ و هنر بهتر از این نیست. هیچ قرار نیست صدایی به جز جریان به ظاهر غالب فیلمفارسی و روشنفکری از سینما بیرون بیاید حتی به قیمت زیر پا گذاشتن همان شعارهایشان، برخورد  متناسب با دوران جاهلیت با علی رام نورایی، فشار به مریلا زارعی برای ترک قلاده های طلا، لشکرکشی سایبری و ژورنالی برای تخریب همه جانبه فرج الله سلحشور، انگ سیاسی زدن به هر نظر مخالف، فشارهای داخلی و صنفی به منتقدان درونی برای سکوت و در کنار همه اینها ژست اذیت شدن از فضای بسته اجتماعی و باز اینکه طرفدار فضای باز اجتماعی هستند انسان را سخت متحیر می کند. در تحلیلی نسبتا لایه ای اینها حقیقتا از عجایب عصر ما هستند.

برگردیم به ذکاءالملک کمتر شنیده شده که فروغی در دوره ای سفیر کبیر ایران در ترکیه بوده و از دوستان نزدیک آتاتورک. بعدها نیز هم او مقدمات سفر رضا خان به ترکیه را فراهم می کند. در واقع با فراهم آوردن زمینه های سفر 12/3/1313 رضاخان به ترکیه این نابغه فهیم، ادیب، استاد و اندیشمند روشنفکر فرهنگی! ملزومات کلاه شاپو، کشف حجاب، جشن هزاره فردوسی را فراهم آورد، که به زور از سر زنان ایرانی چادر کشیدند و... . اما امروز مگر این روشنفکرنماها غیر از این می کنند؟ آن روز زن ایرانی در کوچه ای تنها و به زور سر نیزه چادر از سرش می رفت و امروز با استفاده از قاعده درام و سمبولیسم که ناخودآگاه زن مسلمان ایرانی را هدف قرار داده است با همان ماهیت و البته این بار فقط بدون درد و سر و صدا روشنفکرنماها همان کار فروغی را که با سرنیزه کرد می کنند.

آخرین چهره از فروغی کاری است که با تیمورتاش کرد. او که با تیمورتاش خصومت شخصی داشت وقتی به نخست وزیری رسید ظرف 5 ماه تیمورتاش را در زندان به وضع نامناسبی ترور کرد. و البته  ترور شخصیتی که امروز روشنفکران می کنند حتما بسیار حرفه ای تر از فروغی است. ماجرای تیمورتاش را برخی جراید آن روز نگاشتند اما ماجرای صدای خفه شده بسیاری از اصحاب ارزشی فرهنگ را هرگز بازگو نکردند.

یادم آمد به تهیه کننده صاحب نام و مکتبی که گفتم چرا بر علیه این افراد منافقی که با کفش مقابل ارشاد نماز می خوانند، در دست علامت ویکتوری و فتنه، و بر لب  الله اکبر خامنه ای رهبر سر داده اند موضع نمی گیرید؟ تعریف کرد که چگونه همین ها بی سر و صدا فیلم ارزشی اش را به معنای واقعی کلمه از طریق مجامع و محافل  و اصناف سینمایی از پرده پایین کشیدند و ترسی که از آنها و این نوع اعمالشان داشت. یادم آمد که مهرجویی و کیمیایی و علی معلم و ده ها نفر دیگر از همفکرانشان چقدر راحت به آنتن  صدا و سیما می رسند اما باید جشنواره عماری شود که فضاحت سانسور سال گذشته ناچار به پذیرش حضور تیپ مکتبی_مردمی  شود. یادم آمد جلسه ای که با یکی از مدیران صدا وسیما داشتیم، بحث این شد که چرا چهره های ارزشی که در حوزه هنر حرف دارند را دعوت نمی کنید، همان جا با ادعای مکتبی بودن چند نفر از دوستان را دعوت کردند بیش از 6 ماه از آن موقع می گذرد و بارها حتی تا دفتر آقای ضرغامی پیگیری شد اما آخرین پاسخ بسیار جالب توجه بود"ما از حرف هایی که آنها ممکن است بزنند نگرانیم". از حرف های مسعود بخشی و آفریده و فرحبخش برای آنتن زنده زنده نگران نیستند اما از افراد دانشگاهی و ارزشی دعوت شده نگران اند. بقیه اش بماند برای یادنامه کامل و حقیقی که نزد تصویرگر حقیقت است. و شهادت حقا، حق سید مرتضی بود که با  همه اینها مردانه مبارزه کرد و به جای ژست روشنفکری، روشنگری کرد و سینما را خدا آزاد خواهد کرد. ان شا الله