تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

زمانه ی از دست رفته (سریال زمانه)

تعداد بازدید : 1637
زمانه ی از دست رفته 

ناگزیری داوری های انسان ، به نسبی بودن شرایط ، تقریبا در تمام پدیده ها قابل تعمیم است . اما در برخی موارد این شیوه ی بررسی و در کلام رادیکال حکم گرایانه ،  این قضاوت و البته نسبی بودن غرض مورد استناد، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد .

زمانه هم از این نوع تحلیل مستثنی نیست . شاید در بادی امر ، سریالی مثل زمانه ، یک داستان متداول باشد ، که شبیه آن را خوانده ایم ، از زبان دیگران شنیده ایم و یا در قالب یک نمایش صحنه ای یا تصویری دیده باشیم . داستان متداولی که با تعبیر منقش تکراری نباید دچار خلط شود . اما در واقع زمانه یک نمونه ی قابل ارجاع از مفهوم نگارش متن نمایشی در تعریف کارگاهی آن است .

وقتی معلمی اوراق دانش آموزان نه چندان علاقه مند به درس را تصحیح می کند ، ناگزیر از دلزدگی چند برگه ی تعطیل ، این حس مردد را به برگه ی دانش آموز ساعی هم تسری خواهد داد و دانش آموز درس خوان هم باید چوب هم رنگی با بقیه ی دانش آموزان را در نگاه مسخ شده ی مصحح تحمل کند . البته نا گفته مشخص است که در مثال مناقشه نیست و قراری هم به نمره دادن در قالب مکتب سنتی در یک یادداشت نیست . با این وجود ، با این که ، سریال های این روزهای تلویزیون و شاید بهتر است بگوییم این چند ساله ی اخیر ، چنگی به دل نمی زند ، اما نمی توان همه ی تولیدات سیما را با یک چوب نواخت و از این میان نمونه های قابل اعتنایی می توان یافت .  با آن که زمانه در زمان مصروف شده ی تولید و اسباب و لوازم صحنه با سریال های قبلی حسن فتحی تفاوت دارد ، اما در نگاه روایی از کارهای قبلی بهتر عمل می کند . حتی میوه ی ممنوعه که بیشتر به جهت زمان پخش تاثیررسانه ای در تماشاچی داشت ، به میزان زمانه در پیروی از اصول درام موفق نبوده است .

شاید توضیح این برتری برای زمانه نیازمند مقدمه ای مفصل در سبک های دیالوگ نویسی فارسی در سینمای ایران باشد . آن چه که به اشتباه از نمایش نامه نویسی به فیلم نامه ها منتقل شده و در ارائه ی سواد نویسنده ، به غلط به نام شخصیت ها سند می خورد . همه ی آدمی های یک فیلم فیلسوف و شاعر و عارف و جامعه شناس می شوند و بیانیه های عقده شده برای کارگردان و نویسنده ، لقمه های کله گربه ای دهان سکته زده یشان می شود .

اولین خصیصه ی زمانه متن نمایشی درست آن است . تلاشی برای تفاخر و تمایز متن نمایشی نسبت به نمونه های دیگر وجود ندارد ، با این حال تمام ارکان درام در جایگاه درستشان قرار دارند . درگاه های ورود به هر شخصیت در درام مثل نقب موسیقیدان از دستگاهی به دستگاه دیگر است . در روایت زمانه نیز این نکته رعایت شده است . نکته ای که مفهوم تدوین را که تقریبا در آثار تلویزیونی تا حد یک مونتاژ ساده تنزل می یابد ، برای زمانه قابل تعریف می کند . وقتی در یک سریال تعداد اشخاص بازی زیاد است و حتی نقش های سه و چهار در پیش رفت داستان موثرند ، پرداختن به همه طوری که خط اصلی داستان از دست نرود کار سختی است . علاوه بر این در این دنبال کردن موازی نباید به هر نقش بیش از آن چیزی که نیاز تاثیر دراماتیک است میدان داد و این نکته در زمانه لحاظ شده است .

اما آن چه متن نمایشی (فیلم نامه ) زمانه را نسبت به دیگر مجموعه های تلویزیونی متمایز می کند ، دیالوگ نویسی متن است .

زمانه

 

شاید توضیح این برتری برای زمانه نیازمند مقدمه ای مفصل در سبک های دیالوگ نویسی فارسی در سینمای ایران باشد . آن چه که به اشتباه از نمایش نامه نویسی به فیلم نامه ها منتقل شده و در ارائه ی سواد نویسنده ، به غلط به نام شخصیت ها سند می خورد . همه ی آدمی های یک فیلم فیلسوف و شاعر و عارف و جامعه شناس می شوند و بیانیه های عقده شده برای کارگردان و نویسنده ، لقمه های کله گربه ای دهان سکته زده یشان می شود . اما در زمانه خبری از فلاسفه و جامعه شناسان و مصلحان نیست . هر شخصیت به دنبال خواسته های دنیای واقعی اش است . هر چند که عمق مفهوم هر نیت ، به خوبی در کلام شخصیت ها مشخص است .

فتحی با توجه به همان شخصیت پردازی که در فیلم نامه پیش بینی ، و متناسب با دیالوگ هایی که برای هر شخص بازی انتخاب شده است ، اکت های بازیگران را در میزانسن ها معین می کند . اتفاقا در زمانه از تصویربرداری مفاخره آمیز خبری نیست . تصویربرداری که بیش از مسیر داستان به چشم بیاید . نورپردازی زمانه با توجه به ظرفیت های یک تصویربرداری تلویزیونی صورت می گیرد و سعی بر فضا سازی شبه سینمایی ندارد . مهم داستان است و همراه کردن تماشاچی با داستان . حتی اگر قصد زمانه سرگرمی باشد ، در این هدف موفق عمل می کند . سرگرمی برای معمایی که چند سال بود در تلویزیون ایران این طور کلاف سردرگمش ، حس کنجکاویمان را غلغلک نداده بود .